دنياي فيلم و سينما فرهنگ و هنر

20 سکانس در کارتون های دیزنی که برای کودکان بسیار سیاه بود.

کارتون های دیزنی
فیلم و سینما

دوران کودکی کمتر کسی بدون کارتون های دیزنی گذشته است. در گذشته ای نه چندان دور، کارتون های دیزنی گاهی روی لبه پرتگاه قدم برمی داشتند و کاملاً برای کودکان نامناسب بودند به طوری که ممکن بود آنها شبها دچار بی خوابی و کابوس شوند یا مثل ابر بهار اشک بریزند. اما درست مانند بزرگسالان، کودکان نیز از هیجان لذت می برند و این لحظات ترسناک و استرس زا واقعاً توجه آنها را جلب می کند. این انیمیشن های کلاسیک نوستالژیک شاهکار هستند و هیچ انیمیشن مدرنی قادر نیست دوباره مثل کارتون های دیزنی شخصیت های مورد علاقه ما را علیرغم گاهاً نامناسب بودن شان بازآفرینی کند.

اما اجازه دهید به مبحث اصلی بازگردیم. می خواهیم شما را به دالانی در دیزنی ببریم و تعدادی از کارتون های دیزنی را به شما یادآوری کنیم که برای کودکان زیادی سیاه بودند.

20. صحنه کوره زباله سوزی در انیمیشن داستان اسباب بازی های 3

کارتون های دیزنی

موفقیت یگانه داستان اسباب بازی ها در کارتون های دیزنی فوق العاده است به ویژه اینکه می دانیم ادامه دادن اکثر فیلم های چند گانه معمولاً آنها را به نابودی می کشاند اما بی شک داستان اسباب بازی های 2 و 3 اینطور نیستند و هر کدام با استقبال منتقدان و تماشاگران رو به رو شدند. این فیلم نه تنها مشکلات و رنج های تغییر و رشد بچه ها را نشان می دهد بلکه مخاطب را با تأثیر دوستی ها و اتحاد آشنا می کند.

یک صحنه بسیار تنش زا و عاطفی در فیلم وجود دارد که وودی و دوستانش در یک کوره زباله سوزی گیر افتاده اند و چیزی نمانده که در آتش بسوزند و نابود شوند. هنگامی که می بینند راه نجاتی نمانده، سعی می کنند سرنوشتشان را بپذیرند پس دستان یکدیگر را می گیرند تا پایان وحشتناکشان سر برسد. هرگز پیش از این ندیده بودیم که شخصیت های انیمیشنی در کارتون های دیزنی تسلیم شوند و مرگشان را بپذیرند. این سطح از ناامیدی، رویدادی عاطفی و اشک انگیز است که معمولاً در فیلم های بزرگسالان مورد استفاده قرار می گیرد.

19. مرگ موفاسا در انیمیشن شیر شاه و مادر بامبی در انیمیشن بامبی

کارتون های دیزنی

مرگ موفاسا در انیمیشن شیر شاه و مرگ مادر بامبی در انیمیشن بامبی دو تا از ناراحت کننده ترین صحنه های مرگ و میر انیمیشنی است که در خاطرات هر کودکی می تواند ثبت شده باشد. به عنوان یک کودک، بزرگترین ترس شما از دست دادن یکی از والدین است زیرا احساس وابستگی شما به بزرگسالان و اطرافیان بالغ است که به شما احساس آرامش می دهد. در نتیجه مرگ والدین در هر دو فیلم موجب ایجاد اضطراب در کودکان می شود. هر بار که کودکی این صحنه را تماشا می کند، آرزو دارد که این فاجعه در اطراف او روی ندهد اما افسوس که حقیقت تلخ تر از اینهاست.

18. مرگ پادشاه شاخ دار در انیمیشن دیگ سیاه

کارتون های دیزنی

این انیمیشن یکی از ناشناخته ترین کارتون های دیزنی به شمار می رود. تقریباً یک ارباب حلقه هاست که برای کودکان ساخته شده است فقط به اندازه کافی خوب نیست. شخصیت اصلی به نام تاران باید یک دیگ سیاه را پیدا کرده و آن را نابود کند پیش از آنکه به دست شاه شاخ دار بیفتد. فیلم از یک کتاب حماسی کودکانه نوشته لیوید اسکندر نویسنده اهل ولز اقتباس شده است هر چند او معتقد است کتاب با فیلم به شدت تفاوت دارد. در این فیلم که حتی توسط بزرگسالان هم کمتر دیده شده، پادشاه شاخدار با آن ظاهر وحشت انگیزش توسط دیگ سیاه از بین می رود و اسکلت بدنش به طرز ناخوشایندی به درون دیگ کشیده می شود. همین توصیف کافیست تا بدانید این صحنه چه قدر می تواند ترسناک باشد.

17. به دار آویخته شدن کلایتون در انیمیشن تارزان

کارتون های دیزنی

انیمیشن تارزان هم یکی از معروف ترین کارتون های دیزنی محسوب می شود. اگرچه کلایتون مرد شروری بود و گوریل های جنگل را آزار میداد اما مرگ او رویداد غم انگیزی بود. نبردی میان تارزان و کلایتون در می گیرد و آن دو از درختی به درخت دیگر و از شاخه ای به شاخه دیگر می پرند. ریسه های آویزان درخت ها به دور گردن و دست و پای کلایتون می پیچد. کلایتون دست و پایش را آزاد می کند اما طنابی که به دور گردنش پیچیده شده، او را دار زده و حلق آویز می کند. هرچند مرگ او به طور واضح نشان داده نشده و سایه آن روی دیوار مشخص است اما این روش بسیار بدی برای پایان دادن به زندگی یک کاراکتر در فیلم مختص به کودکان است.

16. صحنه توت جنگلی در انیمیشن دایناسورهای خوب

کارتون های دیزنی

کاراکترهای این فیلم مشغول خوردن توت های جنگلی هستند که از درخت بر زمین افتاده و خشکیده می شوند اما به محض خوردن آن شروع به خنده های ناگهانی کرده، صورتشان دفرمه می شود و خود را در حال پرواز در آسمان می بینند و در صحنه بعد هم کاملاً نشئه شده اند. بله این فیلم اشاره ای مستقیم به مواد مخدر دارد. سیاست های فیلمسازی تأکید می کند که استفاده از هر ماده مشکوکی در فیلم های کودکان ممنوع است اما این یکی از کارتون های دیزنی است که چارچوب ها را رعایت نکرده و حالتهای نشئه گی را به طور علنی نشان می دهد.

15. مست شدن دامبو در انیمیشن دامبو

کارتون های دیزنی

اگر به عنوان یک بزرگسال کارتون های دیزنی و به خصوص کارتون دامبو را دیده باشید متوجه می شوید بسیار عمیق تر از چیزیست که در کودکی مشاهده کرده بودید و دیگر برایتان تنها یک فیل با گوش های بزرگ نیست. وقتی که اهالی سیرک بین دامبو و مادرش فاصله انداخته اند او به گریه می افتد و این بسیار برای بیننده ناراحت کننده است. دوستش تیموتی که یک موش کوچک است او را دلداری می دهد و وقتی می بیند دامبو از شدت گریه به سکسکه افتاده از او می خواهد که کمی از آب بشکه بنوشد و چند ثانیه نفسش را در سینه حبس کند تا سکسکه اش بند بیاید اما هر دو بی اطلاع هستند که محتویات بشکه آب نیست و هر دو از خود بی خود می شوند. آنها در توهماتشان یک دسته فیل صورتی را در حال خواندن و نواختن و رژه رفتن می بینند. هر چند این صحنه مناسب هر سن و سالی نیست اما هنوز هم یکی از صحنه های خاطره انگیز در میان کارتون های دیزنی به شمار می رود.

14. ارواح گرفتار شده توسط جادوگر در انیمیشن پری دریایی کوچک

کارتون های دیزنی

پری دریایی افسانه ای که توسط هانس کریستین اندرسون نوشته شده بسیار سیاه تر از همتای دیزنی خود است. جادوگر دریایی در آن داستان به پری کوچک دریایی پا می دهد اما هر بار که گام برمی دارد، احساس می کند که روی چاقویی تیز قدم برداشته است. متاسفانه هیچ پایان خشنود کننده ای برای شاهزاده و پری دریایی در کتاب وجود ندارد و او در پایان با کس دیگری ازدواج می کند. در نسخه دیزنی، اورسولا جادوگریست که قربانیانش را تبدیل به جانورانی سبز_خاکستری کرده و روح آنها را اسیر می کند. آنها ارواحی بیچاره هستند که تنها درد و ناامیدی را تجربه می کنند. هر چند دیزنی چندان بر این بخش داستان تمرکز نکرده اما باز هم تاسف بار است.

13. قلیان کشیدن کرم ابریشم در انیمیشن آلیس در سرزمین عجایب

کارتون های دیزنی

آلیس در سرزمین عجایب یکی از کودکانه ترین کتاب هاییست که تا کنون نوشته شده است پس جای تعجب ندارد که دیزنی به اقتباس از این کتاب دست زده باشد. این انیمیشن، یکی از کارتون های دیزنی است که تلاش کرد تصویری غیر ترسناک از سرزمین عجایب برای کودکان بسازد که بی شک فریبنده و فراموش نشدنی بود. حضور موجودات عجیب از جمله هزارپای قلیان کشی که آلیس را به سوی گرفتن تصمیمات وحشتناک سوق می داد در این کارتون کم نبود. یا هنگامی که آلیس برای کمک به آدم برفی می رود، موجودی اسفنجی او را به خوردن یک گاز از قارچ خود ترغیب می کند که این امکان را به او می دهد که بزرگتر از یک غول یا کوچکتر از یک مورچه باشد. که این بیشتر شبیه به یک ماده توهم زا به نظر می رسد.

12. پسران برده ای که به الاغ تبدیل می شدند در کارتون پینوکیو

کارتون های دیزنی

قطعاً کمپین هایی وجود دارد که می گویند پینوکیو کمترین طرفدار را در میان کارتون های دیزنی دارد و دلایل بسیار قابل توجهی برای آن می آورند. پینوکیو به اندازه کافی ژرف و عمیق نیست و نتوانست مانند دیگر آثار کلاسیک دیزنی هم عصرش برای نشان دادن خوب و بد درست عمل کند. وقتی که پینوکیو به همراه دوست جدیدش لامپویک به جزیره ای تفریحی می روند، لامپویک و دیگر پسرها به الاغ های برده قابل فروش تبدیل می شوند که این ماهیت طبیعی و آشکار جزیره است. می بینیم که لامپویک به طرز پوچ و مسخره ای از یک پسر بچه کوچک تبدیل به حیوانی چهارپا می شود که حتی دیگر قادر نیست صحبت کند و این باعث می شود کودک دچار یک اختلال احساسی شود. اگرچه پینوکیو قبل از اینکه کامل تبدیل شود فرار می کند و لامپویک فراموش می شود زیرا او بر خلاف پینوکیو به مسیر شر منحرف شده بود اما این روش بیهوده و واقعاً وحشتناکی در تاریخ کارتون های دیزنی برای موعظه و آموزش یک الگوی رفتاری به کودک است.

11. وقتی که دیو، بل و پدرش را گروگان می گیرد در کارتون دیو و دلبر

کارتون های دیزنی

یکی از دلایل موفقیت این انیمیشن این بود که داستان پیچیده عاشقانه میان دیو و دلبر توانست قلبهای زیادی را تسخیر کند. بر خلاف بسیاری از افسانه ها، قهرمانش یک موجود نفرت انگیز است. در آغاز فیلم می بینیم که تعدادی گرگ در تعقیب پدر بل هستند. موریس به سرعت به قلعه دیو پناه می برد. او غرشی به مرد بیچاره می کند پیش از آنکه وی را با خشونت به درون سلول بیندازد. بل برای نجات پدر سر می رسد و از دیو می خواهد که پدرش را که بیمار است از زندان آزاد کند. او تنها به این شرط اجازه بیرون آمدن دارد که جایش را در زندان با دخترش بل عوض کند. گروگان گرفتن یک قهرمان زن توسط یک مرد شروعی ناخوشایند برای هر فیلمیست چه رسد به اینکه یک فیلم کودکانه باشد. با این حال علاقه ای میان آن دو شکل می گیرد و بر خلاف دیگر آثار دیزنی آن را کاملاً آشکار و صادقانه نشان می دهد اما این ممکن است پیام اشتباهی را به کودکان منتقل کند.

10.آدم ربایی جاسمین توسط جعفر در کارتون علاءالدین

کارتون های دیزنی

جعفر یکی از شرورترین شخصیت هاییست که کارتون های دیزنی تاکنون خلق کرده است. نه تنها جنی و سلطان را زندانی می کند بلکه سعی می کند خود را به جاسمین نزدیک کند. صحنه اغواگری و بوسیدن جعفر توسط جاسمین برای آنکه حواسش را از ورود علاءالدین پرت کند از نظر بسیاری از خانواده ها مناسب کودکان نیست. ایده به زنجیر کشیدن جاسمین و ازدواج اجباری با مردی مسن به جای کسی که او دوستش دارد بسیار ناراحت کننده است اما خوشبختانه چندان به چشم بچه ها نمی آید. علاءالدین برای نجات پرنسس می آید و همه چیز را از کنترل جعفر خارج می کند.

9. مرگ جادوگر در کارتون سفید برفی

کارتون های دیزنی

سفیدبرفی و هفت کوتوله به هزار دلیل یکی از چندش آورترین کارتون های دیزنی به شمار می آید زیرا کارتون های مربوط به دهه سی دیزنی کیفیت اسرار آمیزی داشتند. ملکه که بعدها به جادوگری دردسر ساز تبدیل می شود تنها به خاطر زیبایی سفید برفی از او متنفر است و با شرارت به او یک سیب سمی می دهد تا به خوابی ابدی فرو رود. هنگامی که کوتوله ها در حال تعقیب او هستند، جادوگر به بالای صخره می رسد که ناگهان رعد و برقی می زند و صخره می شکند. جادوگر از بالای صخره به پایین پرتگاه سقوط می کند و یک جفت کرکس برای خوردن گوشت تازه به سراغش می روند. درست است که او خیلی خبیث است اما اگر از ما بپرسید می گوییم که این پایان به شدت ترسناک و سیاه است.

8. بی توجهی به حیوانات در کارتون بانو و ولگرد

کارتون های دیزنی

بی تردید با تماشای انیمیشن بانو و ولگرد دلتان برای حیوانات به درد می آید. بانو سگ نازپرورده ایست که پس از مدتی توسط صاحبانش نادیده گرفته می شود. شکارچی سگ دائماً در حال شکار و دستگیری سگ ها است و عمه سارا بیزاری غیر قابل توجیهی نسبت به حیوانات دارد. بسیاری از شما صحنه ای که تراستی در تلاش برای نجات ولگرد زیر چرخ های درشکه می میرد و جاک زوزه دردناکی برای از دست دادن بهترین دوستش می کشد را به یاد دارید. بد رفتاری با حیوانات در این فیلم، انسان ها را به شخصیت هایی منفی تبدیل می کند. حتی جیم و همسرش هم به طور یقین صاحبان بدی هستند.

7. شبی بر فراز کوه سنگی در انیمیشن فانتزیا

کارتون های دیزنی

این انیمیشن در سال 1940 منتشر شد و سومین فیلم دیزنی بود که تا آن موقع ساخته شده بود. شبی بر فراز کوه سنگی می تواند به روشهای مختلفی تفسیر شود اما در هر حال تصویری به شدت آشفته و سیاه درباره گردهمایی شیاطین ارائه می دهد. این انیمیشن نشان می دهد که شب از بالای کوه بر شهر سایه می افکند و شیاطین و ارواحی که از گور برخواسته اند توسط شب به درون آتش سوزان افکنده می شوند و هنگام صبح دوباره همه چیز به حالت اولیه بازمی گردد. شما بگویید این تصویر ترسناکی از شب برای کودکی که شیفته کارتون های دیزنی است ارائه نمی دهد؟ این ممکن است برای آنها یک هفته کابوس شبانه به دنبال داشته باشد.

6. تسخیر روح اسمرالدا توسط فرولو در انیمیشن گوژپشت نتردام

کارتون های دیزنی

کتابی که این انیمیشن از آن اقتباس شده مربوط به نسل کشی، نژاد پرستی، سرکوب جنسی و رویگردانی از مذهب است. کلود فرولو یک شرور روانی بد طینت است. در کتاب اصلی او یک اسقف اعظم است اما دیزنی در انیمیشنش او را به عنوان یک شهردار تصویر کرده تا از اعتراض گروه های مذهبی جلوگیری کند. فرولو عاشق اسمرالداست و برای به دست آوردنش هرکاری می کند و شهوت ناخوشایندی نسبت به او دارد. او اسمرالدا را نفرین می کند که یا زنده در آتش بسوزد و یا برای همیشه پیش او بماند. اینها برای یک فیلم کودکانه خیلی زیاد است.

5. مست شدن عمو والدو در انیمیشن گربه های اشرافی

کارتون های دیزنی

غاز مست یعنی عمو والدو طنازترین شخصیت کمیکیست که تا کنون در کارتون های دیزنی خلق شده است. وقتی که گربه های اشرافی با یک جفت غاز به نام های ابیگیل و آملیا ملاقات می کنند، آنها به عمویشان برخورد می کنند. کسی که موفق شده از آشپزخانه رستوران بگریزد جایی که قرار بود به عنوان غذای اصلی در آنجا سرو شود. بدتر از همه اینکه او آغشته به شراب سفید است. در فرانسه گوشت غاز را با شراب سفید مزه دار می کنند. او حسابی تعادلش را از دست داده و تلو تلو می خورد در حالیکه دمش را هم در آشپزخانه بریده اند.

4. وقتی که صدف ها خورده شدند در کارتون آلیس در سرزمین عجایب

کارتون های دیزنی

اگر این کتاب را خوانده باشید حتماً متوجه شدید که در آن از محتوای بزرگسالانه استفاده شده و اشارات و کنایه های زیادی در سراسر آن دیده می شود. لوئیس کارول، مردی که کتابهایش درباره دختری به نام آلیس است. او آشکارا روشی داشت برای خلق مکان هایی گیج کننده اما رنگارنگ و شخصیت هایی که همه چیز بودند اما گاهی خسته کننده می شدند. کارول همچنین دوست داشت همه چیز را وارونه نشان دهد تا معنایی استعاری پیدا کند. او اشعار کودکانه خود را اغلب به شکل داستان های ناخوشایند با اهمیت اخلاقی کم بیان می کند. شما حتماً داستان فیل دریایی و نجار را به خاطر می آورید که در آن فیل آبی و نجار چند بچه صدف را برای صرف چای به خانه دعوت می کنند فقط برای اینکه فیل آبی همه آنها را بخورد. اگر از ما بپرسید این بسیار سادیستی است اما خب فیل آبی گرسنه بود.

3. آن سرود نژادپرستانه در تیتراژ کارتون علاءالدین

کارتون های دیزنی

بدون تردید مباحث نژادی بسیار زیادی در گذشته در کارتون های دیزنی وجود داشته است. در سال 1993 یک سال پس از اکران علاءالدین، متن ترانه آغازین فیلم از جایی که اگر چهره تان را دوست نداشتند گوشهایتان را می بریدند به منطقه مسطح و پهناوری که گرمای شدید دارد تغییر کرد. شعر اصلی تصویری وحشیانه و بدبینانه از خاورمیانه را نشان می دهد که باید حذف می شد. انتقادات زیادی نیز درباره آمریکایی بودن تمام شخصیت های اخلاقی در فیلم شد در حالیکه آدم بدها همه لهجه خارجی، چهره ای خنده دار و پوستی تیره دارند. آموزش این میزان نژاد پرستی برای کودکان در هر جای دنیا نامناسب است.

2. صحنه تبر در کارتون میکی موس و لوبیای سحرآمیز

کارتون های دیزنی

انیمیشن میکی موس و لوبیای سحرآمیز دیزنی لحظات کمدی شگفت انگیزی در بر دارد. نشان دادن قحطی و خشکسالی، جوریست که حتی برای بزرگسالان هم واقعاً ویران کننده است اما اینجا طنز جالبی دارد. میکی، گوفی و دونالد باید یک برش نان و یک عدد لوبیا را به سه قسمت تقسیم کنند. ساندویچ لوبیا به قدری نازک است که آن طرفش دیده می شود و همین دونالد را حسابی عصبانی و گرسنه تر می کند. در نتیجه ما می توانیم به دونالد حق بدهیم وقتی که تبر را برداشته و به سراغ گاو بیرون از خانه می رود تا با کشتنش اندکی پروتئین به بدن بزند. این در واقع مردانگی دونالد را می رساند که وقتی می بیند میکی گاو را برای سه عدد لوبیای سحرآمیز فروخته، او را به قتل نمی رساند. دونالد ما در این مورد با تو هستیم حتی اگر شبیه جک تورانس فیلم درخشش باشی.

1. پیپ کشیدن در کارتون پیتر پن

کارتون های دیزنی

در میان کارتون های دیزنی پیتر پن سالها به خاطر اظهارات نژادپرستانه سرخپوستان آمریکایی مورد انتقاد بوده است. در فیلم آنها با عنوان وحشی خطاب شدند و حتی اصطلاح پوست قرمز هم به آنها نسبت داده شد. در حالیکه این ممکن بود به خاطر عدم آگاهی کودکان حساسیت های خاصی ایجاد کند. برخی از سازندگان از نمایش این تحجر ابراز تأسف کردند و تلاش کردند بر جهالت همگانی در دهه پنجاه میلادی چیره شوند. همانطور که آوازی نژادپرستانه در مورد مرد سرخپوست خوانده می شود، بچه ها در پیپ رئیس قبیله می دمند. مشخصا این فیلم لحظات نامناسب زیادی دارد.

کدام لحظات دیگر کارتون های دیزنی برای کودکان نامناسب بودند؟ نظراتتان را با ما در میان بگذارید.

منبع : screenrant

40 دیدگاه

برای ارسال نظر اینجا کلیک کنید

  • تمام چیزایی که گفتین درست بودن اما ازهمه ی اونا بدترصحنه های بوسیدن یا عشقبازی و چیزهای دیگه ای بودن که برای هیچ کودکی مناسب نیست و باعث میشد این صحنه هامدت هاتوی ذهنم بمونه و الان که بزرگ شدم وقتی دوباره اون کارتون هارو میبینم میفهمم واقعا درحقمون خیانت شده.

    • تا جایی که من یادم میاد همه اون صحنه ها سانسور شده بود تو ایران اگه تو بدون سانسورشو نگاه کردی عجیبه برا من!

تبلیغات

دانلود برنامه آموزش آشپزی

مطالب پیشنهادی