روانشناسی سبك زندگي

چگونه از لجبازی و لجباز بودن دست برداریم

تعادل کلید موفقیت در بسیاری از زمینه های زندگی است. شما نمی خواهید خیلی سخت باشید، اما نمی خواهید هم خیلی نرم باشید. شما باید به توانایی ها و دانش خود اطمینان داشته باشید، اما همچنین باید بتوانید تشخیص دهید که چه زمانی اشتباه می کنید و کسی را که بیشتر از شما می داند را تصدیق کنید و دست از لجبازی بردارید.

لجبازی

بیشتر چیزهای عالی به تنهایی ساخته نمی شوند – آنها نتیجه یک تلاش گروهی هستند. دوستی ها، روابط، مشاغل، هر گونه تلاش مشترک واقعاً زمانی شکل می گیرند که مردم متحد شوند و با هم تلاش کنند.

درس واضح است: اجازه ندهید سرسختی شما مانع پیشرفت معنادارتان شود!

اما، تلاش برای کاهش لجبازی به این معنا نیست که باید به خودتان اجازه دهید که همه کار کنید یا مورد سوء استفاده قرار بگیرید. گاهی اوقات لازم است زمانی که می دانید حق با شماست، موضع خود را حفظ کنید.

کلید یافتن تعادل است. بدانید چه زمانی باید محکم بایستید و بدانید چه زمانی باید همه چیز را رها کنید.

هدفی که باید برای آن تلاش کرد این است که اطمینان حاصل شود که هرگونه تأثیر منفی بر زندگی یا رفاه شما در فرآیند تصمیم گیری شما به عنوان بخشی از توجه شما محاسبه می شود.

چرا؟

زیرا گاهی اوقات به خصوص در روابط شخصی روحیه سازش و همکاری با یکدیگر را درگیر خواهید کرد. افراد دیگر نیز این کار را خواهند کرد.

لجبازی می تواند در زمینه های مختلف زندگی کاملاً سمی باشد زیرا افراد لجباز تمایل دارند احساسات اطرافیان خود را در نظر نگیرند. این باعث می شود آن افراد احساس کنند که احساسات یا افکارشان بی اهمیت است.

این یک راه سریع و کارآمد برای از بین بردن کامل اعتماد و بازگرداندن هر پیشرفتی است که به دست آورده اید.

چگونه یک فرد می تواند دست از لجبازی بردارد؟

خب، خیلی از اینها بستگی به این دارد که چرا شما لجباز هستید.

چرا من یک فرد لجباز هستم؟

برخی افراد هستند که دیدگاهی کاملاً خود محور دارند. آنها به سادگی افراد اطراف خود را قادر یا مجبور به انجام استانداردهای مورد نظر خود می کنند.

آنها به یک عمل یا انتخاب های طرف مقابل نگاه می کنند و تصمیم می گیرند که خودشان بهتر می توانند آن را انجام دهند! آنها فکر می کنند که کامل هستند.

چرا تلاش برای کار کردن یا درک دیدگاه دیگران داشته باشند و خود را به زحمت بیندازید؟

این لجبازی شدید ممکن است به برخی از مسائل شخصیتی در فرد اشاره کند، مانند خودشیفتگی.

اما … این افراد سرسخت ترین نیستند.

بیشتر افراد سرسخت آنقدر خودخور نیستند که نتوانند با هیچ کس دیگری کار کنند.

خیلی ها همیشه سرسخت نیستند، فقط در لحظات خاصی آن ویژگی خاص در آنها ایجاد می شود.

ممکن است به تصویر آن شخص از خود مرتبط باشد. آنها ممکن است چیزها را تغییر ندهند زیرا احساس می کنند که آنها همان چیزی هستند که هستند. آنها ممکن است نیاز داشته باشند که کارها را به روش خاصی انجام دهند، زیرا احساس می کنند باید این کار را انجام دهند.

برخی از مردم احساس می کنند که لجبازی تنها راه برای به دست آوردن آنچه می خواهند یا نیاز دارند از زندگی است.

آنها از همکاری با دیگران امتناع می ورزند زیرا سازش را به جای نقطه قوت، ضعف می دانند.

ممکن است از آن شخص به خاطر مشارکت‌ های گذشته‌ اش سوء استفاده شده یا نادیده گرفته شده باشد، بنابراین برای اطمینان از تکرار نشدن آن، افراط می‌ کنند.

و سپس شما افرادی را خواهید داشت که باید احساس کنند که در کنترل هستند. این می تواند به تعدادی از مشکلات مختلف مانند بی اعتمادی، ناامنی یا اضطراب عمومی اشاره کند.

فقدان کنترل می تواند ناراحت کننده باشد زیرا به یک فرآیند ذهنی مرتبط می شود که آنها ناخودآگاه سعی می کنند با اعمال کنترل بر موقعیت یا محیط اطراف خود را از بین ببرند.

چگونه می توانم از لجباز بودن دست بردارم؟

ما واقعاً توصیه می‌کنیم از یکی از درمانگران متخصص کمک حرفه‌ ای بگیرید، زیرا درمان حرفه‌ ای می‌ تواند در تغییر طرز فکر شما و دیدن متفاوت موقعیت‌ ها و افراد بسیار مؤثر باشد.

1. قضاوت خود را در مورد شخص یا مسیر عمل محفوظ نگه دارید

مردم تمایل دارند فوراً در مورد آنچه که احساس می کنند نتیجه مثبت یا منفی به همراه خواهد داشت به نتیجه برسند. بسیاری از مردم قدرت گزینه سوم یعنی کنار گذاشتن قضاوت خود را ندارند.

به جای رسیدن به یک نتیجه مثبت یا منفی، به سادگی اطلاعات را در نظر بگیرید. این شما را از پرش فوری به یک واکنش احساسی باز می دارد.

فروتنی به معنای پایین تر بودن از دیگران نیست. این در مورد نگه داشتن همه در یک سطح برابر است، از جمله خودتان.

با انجام این کار، می‌توانید قضاوت‌های فوری درباره افکار دیگران، شایستگی‌ ها، انتخاب اعمالش یا نحوه زندگی‌ اش را متوقف کنید.

آنها ممکن است دلایل خوبی برای انتخاب خود داشته باشند. دلایلی که ممکن است از آنها بی خبر باشید. دلایلی که شما در نظر نگرفته اید.

2. به خود یادآوری کنید که شما فقط یک انسان هستید

همیشه حق با شما نیست و باید گاهی تواضع داشته باشید. یک فرد باید به خاطر داشته باشد که آنها فقط یک ذهن در دریای میلیاردها ذهن دیگر هستند.

بسیاری از دیدگاه ها و نظریات دیگر هم وجود دارد و همچنین افرادی که زندگی خود را وقف درک موضوعات خاص کرده اند.

قرار نیست همیشه حق با شما باشد و این اشکالی ندارد.

هیچ کس هرگز کامل نیست.

به همین دلیل است که همکاری و بازخورد بیرونی می تواند در زندگی شما بسیار مفید باشد.

شما حق دارید دیدگاه و نظرات خود را داشته باشید، اما دیگران نیز حق دارند.

3. از گام های کوچک برای ایجاد اعتماد به افراد دیگر استفاده کنید

استفاده از گام‌ های کوچک برای اعتماد سازی با افراد دیگر به شما این فرصت را می‌ دهد که قبل از سرمایه‌ گذاری قابل توجه ببینید آنها چه نوع فردی هستند.

برخی از افراد هستند که اجازه می دهند هر میزان آزادی یا قدرت مستقیماً وارد ذهنشان شود. وقتی به آنها آزادی عمل کافی داده شود تا نشان دهند واقعاً چه کسی هستند، معمولاً برایشان بسیار آسان است.

اگر در گذشته با افرادی که از اعتماد شما سوء استفاده کرده اند، مشکل داشته اید، این اولین قدم خوبی است.

لازم نیست و حتی ایده خوبی نیست که فقط درها را باز کنید و از صمیم قلب بدون هیچ گونه غربالگری به کسی اعتماد کنید. این فقط باعث می شود که افراد سمی یا مخرب از شما سوء استفاده کنند.

4. اجازه دهید مردم راه خود را در مورد مسائل مهم تا آنجا که برای شما منفی نیست، ارائه دهد

سازش یک مهارت است. گاهی اوقات به این معنی است که اجازه دهید یک شخص در مورد چیزی که فکر می کند مهم است، حرف بزند.

لازم نیست شما تصمیم گیرنده یا محرک اصلی هر تصمیمی باشید. به‌علاوه، این مزیت اضافی را به افراد دیگر می‌ دهد که در هر کاری که می‌ خواهید انجام دهید، سرمایه‌ گذاری کنند.

توانایی سازش روابط نزدیک تر و اعتماد عمیق تر را تقویت می کند.

نگذارید مورد سوء استفاده قرار بگیرید، بلکه اجازه دهید دیگران راه خودشان را در مورد بعضی چیزها داشته باشند، حتی اگر به این معنی باشد که کارها را به شکلی که دوست دارید انجام ندهید.

یادگیری از طریق انجام دادن برای افراد مفید است و این برای کنار گذاشتن کنترل و اجازه دادن به شخص دیگری برای رهبری است.

نکته کلیدی این است که ابتدا در نظر بگیرید که یک تصمیم یا کار چقدر برای شما مهم است. برای شما دشوار خواهد بود که از کنترل چیزهایی که برای شما اهمیت زیادی دارند، دست بکشید.

بنابراین اجازه دهید دیگران مسئولیت امور بی‌ اهمیت‌ تری را برعهده بگیرند، جایی که شما تمایل شدیدی برای وارد شدن به آن ندارید و آنها را مجبور به انجام آن کار به روش خود نمی‌ کنید.

پس از آن، در نظر بگیرید که چه احساسی دارید که به طرف مقابل اجازه می دهید مسئولیتی را بر عهده بگیرد. مزایای آن را در نظر بگیرید، مانند عدم نیاز به صرف زمان زیادی برای فکر کردن یا برنامه ریزی.

آیا واقعاً آنقدر بد یا سخت بود که فکر می کردید؟ قطعاً اینطور نیست.

5. در تلاش برای ایجاد این تغییرات با خود صبور و مهربان باشید

تغییر یک شبه اتفاق نمی افتد. چالش برانگیز است، نیاز به زمان دارد و تلاش مداوم برای آن، تغییر بخشی از شخصیت شما را نیاز دارد. لجبازی هم فرقی نمی کند.

احتمالاً مرتکب اشتباه خواهید شد و لغزش خواهید کرد. تصمیمات بدی می گیرید و همه چیز درست پیش نمی رود.

هر چند این اشکالی ندارد. همه اینها بخشی از روند کلی خودسازی است.

خودتان را ببخشید و در صورت خرابکاری دوباره تلاش کنید. هرچه بیشتر این کار را انجام دهید، با گذشت زمان و تمرین آسان تر می شود. در نهایت، سرسختی شما به قاطعیت سالم و خاص تبدیل خواهد شد.

منبع:

aconsciousrethink

تقویم فارسی اندروید

اضافه کردن دیدگاه

برای ارسال نظر اینجا کلیک کنید

تبلیغات

دانلود برنامه آموزش آشپزی

مطالب پیشنهادی