روانشناسی سبك زندگي

روایت درمانی چیست و چگونه می تواند به درمان مشکلات روحی کمک کند؟

روایت درمانی سعی دارد رویکردی محترمانه و بدون سرزنش در امر مشاوره و کار در جامعه باشد. این روش مشکلات را جدا از مردم می داند و فرض می کند افراد دارای مهارت ها، شایستگی ها، اعتقادات، ارزش ها، تعهدات و توانایی های زیادی هستند که به آنها کمک می کند تا از تأثیر مشکلات زندگی خود بر دیگر موارد بکاهند و افراد را به عنوان متخصص زندگی خود متمرکز می کند.

روایت درمانی

معرفی روایت درمانی

مضامین مختلفی وجود دارد که به عنوان روایت درمانی شناخته می شود و هر درمانگر با این ایده ها تا حدودی متفاوت درگیر می شود. وقتی می شنوید کسی “روایت درمانی” انجام می دهد، ممکن است منظور او روش های خاصی برای درک هویت افراد باشد. متناوباً، آنها ممکن است به روش های خاصی برای درک مشکلات و تأثیرات آنها بر زندگی مردم اشاره داشته باشند. آنها همچنین ممکن است در مورد روش های خاص صحبت کردن با مردم در مورد زندگی و مشکلاتی که تجربه می کنند یا روش های خاصی برای درک روابط درمانی و اصول اخلاقی یا سیاست درمانی صحبت کنند.

روایت درمانی نوعی روش درمانی است که به افراد کمک می کند تا در زندگی خود به یک متخصص تبدیل شوند و از آن استقبال کنند. در روایت درمانی، تأکید بر داستان هایی است که ما توسعه می دهیم و در طول زندگی با خود حمل می کنیم.

همانطور که ما رویدادها و تعاملات را تجربه می کنیم، به آن تجربیات معنا می بخشیم و آنها نیز به نوبه خود بر چگونگی دیدن ما به جهان تأثیر می گذارند. ما می توانیم همزمان چندین داستان از جمله داستان های مربوط به عزت نفس، توانایی ها، روابط و کارمان را با خود به دوش بکشیم.

ریشه های روایت درمانی

اگرچه از عناصر اصلی روایت درمانی در انواع روان درمانی ها استفاده می شود، این روش درمانی در درجه اول از طریق نوشته های مایکل وایت و دیوید اپستون، دو درمانگر مستقر در نیوزیلند که معتقد بودند جدایی مردم از مشکلات آنها مهم است نشأت گرفته است. روایت درمانی که در دهه 1980 توسعه یافته است، به دنبال اثرگذاری توانمند و ارائه مشاوره ای است که ماهیتی غیر سرزنش کننده و غیرپاتولوژیک دارد.

وایت و اپستون احساس می کردند که مهم است مردم به خود برچسب نزنند یا خود را “بد” یا “مشکل” نبینند و یا اینکه در شرایط و الگوی رفتاری خود احساس ناتوانی نکنند.

روایت درمانی با در نظر گرفتن سه مولفه اصلی توسعه یافت. موارد زیر زمینه ارتباط بین یک درمانگر روایت و مراجع آنها را ایجاد می کند:

احترام: با افرادی که در روایت درمانی شرکت می کنند، به خاطر رشادت هایی که برای روی کار آمدن و کار با چالش های شخصی لازم است، با احترام رفتار می شود و از آنها حمایت می شود.

عدم سرزنش: هیچ تقصیری متوجه مراجع نیست زیرا آنها در داستان های خود نقش دارند و همچنین آنها تشویق می شوند که دیگران را سرزنش نکنند. در عوض، بر شناخت و تغییر داستان های ناخواسته و غیر مفید در مورد خود و دیگران تمرکز می شود.

بیمار به عنوان یک متخصص: به درمانگران روایی به عنوان یک مرجع مشاوره نگاه نمی شود بلکه به عنوان یک شریک همکاری برای کمک به رشد و بهبودی بیمار نگاه می شود. بیماران، خود را به خوبی می شناسند و کاوش در این اطلاعات باعث تغییر روایت آنها می شود.

روایت درمانی

مفاهیم کلیدی

کانون روایت درمانی حول داستان هایی است که ما در درون خود توسعه می دهیم و زندگی خود را با آنها طی می کنیم. ما به تجربیات شخصی خود معنا می دهیم و این معانی که به دست ما رسیده یا توسط دیگران به ما وارد شده است، بر نحوه مشاهده خود و دنیای اطراف تأثیر می گذارد.

روایت درمانی مربوط به داستان های ما است، اعتقاد بر این است که بر افکار و به نوبه خود، تصمیم گیری و رفتارهای ما تأثیر می گذارد. روایت درمانی بر اساس اصول زیر است:

  • واقعیت از نظر اجتماعی ساخته می شود. نحوه تعامل ما با دیگران بر نحوه تجربه واقعیت تأثیر می گذارد. این تجربه ها با دیگران به واقعیت شناخته شده ما تبدیل می شوند.
  • واقعیت تحت تأثیر زبان است (و از طریق آن برقرار می شود). مردم تجربیات را از طریق زبان تفسیر می کنند و افراد می توانند تفسیرهای مختلفی از یک واقعه یا تعامل مشابه داشته باشند.
  • داشتن یک روایت می تواند به ما در حفظ و سازماندهی واقعیت کمک کند. توسعه یک روایت یا داستان می تواند به ما کمک کند تا تجربه های خود را درک کنیم.
  • هیچ “واقعیت عینی” وجود ندارد. مردم می توانند واقعیت های مختلفی از یک تجربه داشته باشند. آنچه ممکن است برای ما درست باشد ممکن است برای شخص دیگری صدق نکند.

روایت درمانی نشان می دهد که ما داستان هایی را در طول زندگی خود ایجاد می کنیم که راهی برای درک تجربیات خود است و می توان همزمان داستان های زیادی را با خود حمل کرد. اگرچه برخی از داستان ها می توانند مثبت و برخی دیگر منفی باشند اما همه داستان ها بر زندگی ما در گذشته، حال و آینده تأثیر می گذارند. همانطور که در روایت درمانی شرح داده شده است، داستان ها شامل چهار عنصر زیر هستند که با هم کار می کنند:

  • مناسبت ها
  • پیوند خوردن در یک دنباله
  • در طول زمان
  • طبق یک نقشه

عوامل بسیاری می توانند در پیشرفت داستان های ما نقش داشته باشند. این عوامل بر چگونگی تفسیر رویدادها یا تعاملات و همچنین معانی ما به آنها تأثیر می گذارند. برخی از عوامل عبارتند از:

  • سن
  • وضعیت اقتصادی اجتماعی
  • نسل
  • قومیت
  • جنسیت
  • هویت جنسی

وقتی به این عوامل می اندیشیم، احتمالاً اعتقاداتی درباره آنها و معنای آنها برای ما یا تأثیر آنها در جهان داریم. اعتقادات ما پیرامون این موارد شکل می گیرد که چگونه ممکن است خودمان را ببینیم و آنچه می اندیشیم را درباره تجربه یا تعامل به خود بگوییم.

ما همزمان چندین داستان را با خود حمل می کنیم، مانند داستان هایی در مورد روابط خود، زندگی حرفه ای، نقاط ضعف، نقاط قوت، اهداف و موارد دیگر.

روایت درمانی بر کاوش در این داستان ها تأکید دارد  زیرا آنها می توانند تأثیر بسزایی در تصمیم گیری و رفتار ما داشته باشند.

سلامت روان

داستان غالب ما

اگرچه ما می توانیم همزمان چندین داستان را حمل کنیم اما معمولاً داستانی وجود دارد که بیشتر از بقیه غالب است. وقتی داستان غالب ما مانع بهترین زندگی مان می شود یا به نظر می رسد تلاش های ما برای رشد و تغییر را خراب می کند، مسئله ساز می شود. در بسیاری از مواقع، هنگامی که افراد به مشاوره روی می آورند، با یک داستان مسلط روبرو می شوند که باعث درد عاطفی آنها می شود.

یک درمانگر روایت با بیماران همکاری می کند تا داستان هایی را که درباره خود، زندگی و روابطشان با خود دارند، کشف کند. وقتی یک داستان غالب مسئله ساز باشد، در تعاملات ما با دیگران، در تصمیم گیری ها و الگوهای رفتاری ما ظاهر می شود.

توصیفات دیگران

یک داستان مسلط مساله ساز که حمل می کنیم ممکن است با قضاوتی آغاز شده باشد که توسط دیگران، خصوصاً کسانی که ممکن است در موقعیت اقتدار یا نفوذ بر ما باشند، مانند پدر یا مادر یا معلم، بر ما چیره شده باشد.

به عنوان مثال اگر وقتی کوچک بودیم رفتاری مغایر با رفتار خانواده داشتیم با پدر و مادری که ما را “تنبل” صدا می کند، ممکن است ما خود را تنبل بدانیم و همانطور که به سمت تجربیات دیگر می رویم، این برچسب را به داستان خود منگنه کنیم. ویژگی تنبل بودن سپس رشد می کند و به بخشی از یک داستان غالب برای ما تبدیل می شود و بر نحوه دیدن خود و نحوه رفتار یا تعامل با دیگران در آینده تأثیر می گذارد.

خود را با مشکلات خود اشتباه می گیریم

اگر خانواده ما را به روش خاصی مورد قضاوت قرار داده اند به طور مثال تنبلی، تغییر آن یا بیرون کشیدن برچسب از داستان ما برای ما بسیار دشوار است. نه تنها ما در طول زمان اغلب این را با خود حمل می کنیم، بلکه اتفاقاتی که باعث می شوند احساس تنبلی کنیم یا به عنوان یک تنبل دیده شویم همچنان از داستان غالب حمایت می کنند که ما یک فرد تنبل هستیم.

این داستان مشکل ساز می شود و مانع این می شود که بتوانیم تصمیمات سالمی بگیریم که با دقت بیشتری نشان دهند چه کسی هستیم و چه چیزی را ارزیابی می کنیم. جدا کردن خود از مشکلات دشوارتر و دشوارتر می شود.

در واقع، ما فکر می کنیم که مشکل ما هستیم.

متأسفانه، این توصیفات متمرکز بر نقاط ضعف یا نقاطی هستند که ممکن است باور کنیم و آنها را اندازه نمی گیریم. وقتی می خواهیم تصمیماتی اتخاذ کنیم که داستان غالب ما را به چالش بکشد، ممکن است توسط دیگران و حتی خود ما، مورد غفلت واقع شود، زیرا به عنوان یک قاعده استثنا دیده می شود. رفتارهای نقض کننده تنبلی ما ممکن است به حداقل برسد یا نادیده گرفته شود زیرا با داستان غالب ما مطابقت ندارد.

به عبارت دیگر، حتی ممکن است به خاطر تصمیمات خوب یا رفتار مثبت، به خود اعتبار ندهیم زیرا با داستانی که از خود می گوییم تایید می کنیم چه کسانی هستیم و چه توانایی هایی داریم.

امکان مکالمه

هنگامی که با افرادی که با من مشورت می کنند ملاقات می کنم ، گاهی اوقات به فکر امکان مکالمه می افتم که گویی جاده سفر است. تقاطع ها ، تقاطع ها ، مسیرها و مسیرهای زیادی برای انتخاب وجود دارد. با هر مرحله ، یک تقاطع یا تقاطع جدید و متفاوت ظاهر می شود – به جلو ، عقب ، راست ، چپ ، مورب ، در درجات مختلف. با هر قدمی که با شخصی که با من مشاوره می کند بر می دارم ، مسیرهای ممکن بیشتری را باز می کنیم. ما می توانیم انتخاب کنیم که کجا برویم و چه چیزهایی را پشت سر بگذاریم. ما همیشه می توانیم مسیری متفاوت را طی کنیم ، قدم های خود را دوباره بکشیم ، به عقب برگردیم ، یک مسیر را تکرار کنیم یا مدتی در همان جاده بمانیم. در ابتدای سفر مطمئن نیستیم که به کجا ختم می شود ، یا اینکه چه چیزی کشف خواهد شد.

امکانات توصیف شده در این کتاب مانند جاده ها ، مسیرها و مسیرهای سفر است. هر سوالی که یک درمانگر روایت می پرسد یک قدم در یک سفر است. ممکن است همه مسیرها طی شود ، بعضی از مسیرها وجود داشته باشد ، یا شخص بتواند برای مدتی در امتداد یک مسیر حرکت کند و قبل از تغییر به مسیر دیگر. هیچ راهی درست وجود ندارد – صرفاً بسیاری از مسیرهای ممکن برای انتخاب.

همکاری

نکته مهم، شخصی که با درمانگر مشورت می کند سهم قابل توجهی در ترسیم نقشه مسیر دارد. مکالمات داستانی تعاملی است و همیشه به افرادی که با درمانگر مشورت می کنند بستگی دارد. درمانگر در تلاش است تا بفهمد افرادی که با آنها مشاوره می کنند چه علاقه ای دارند و چگونه سفر با ترجیحات آنها مطابقت دارد. به عنوان مثال، از یک درمانگر روایت اغلب می شنوید که می پرسد:

  • این گفتگو برای شما چگونه پیش می رود؟
  • آیا باید مدام در این مورد صحبت کنیم یا اینکه شما بیشتر به چیزی دیگر علاقه دارید؟
  • آیا این برای شما جالب است؟ آیا این همان چیزی است که باید وقت خود را صرف گفتگو درباره آن کنیم؟

به این ترتیب، مکالمات داستانی با توجه به منافع افرادی که با درمانگر مشورت می کنند، هدایت می شود.

سلامت روان

فصل اول: درک و زندگی ما از طریق داستان ها

روایت درمانی گاهی اوقات با گفتگوهای “نوشتن مجدد” یا “داستان پردازی دوباره” شناخته می شود. همانطور که این توصیفات نشان می دهد، داستان ها در درک روش های روایی کار اساسی هستند.

ما به عنوان انسان، موجودات را تعبیر می کنیم. همه ما روزانه وقایعی را تجربه می کنیم که به دنبال معنادار کردن آنها هستیم. داستان هایی که درباره زندگی خود داریم از طریق پیوند دادن برخی از وقایع با هم در یک توالی خاص در یک بازه زمانی و یافتن راهی برای توضیح یا معنا یافتن آنها ایجاد می شوند. این معنا طرح داستان را تشکیل می دهد. ما در زندگی خود دائماً به تجربیات خود معانی می بخشیم. روایت مانند نخ است که حوادث را به هم می بافد و یک داستان را تشکیل می دهد.
همه ما داستان های بسیاری در مورد زندگی و روابط خود داریم که همزمان اتفاق می افتند. به عنوان مثال، ما داستان هایی در مورد خود، توانایی ها، مبارزات، شایستگی ها، اقدامات، خواسته ها، روابط، کار، منافع، پیروزی ها، دستاوردها و شکست های خود داریم. نحوه توسعه این داستان ها با توجه به چگونگی پیوند وقایع خاص در یک توالی و معنایی که به آنها نسبت داده ایم، تعیین می شود.

یک مثال: داستان رانندگی من

من می توانم از خودم به عنوان یک “راننده خوب” داستانی داشته باشم. این بدان معناست که من می توانم هنگام رانندگی با اتومبیل خود، تعدادی از حوادثی را که برای من اتفاق افتاده است یک دسته کنم. من می توانم این وقایع را به همراه دیگران در یک توالی خاص قرار دهم و آنها را به عنوان نمایشی از راننده خوب بودن تفسیر کنم من ممکن است در مورد آن فکر کنم و برای روایت داستان رویدادهایی مانند توقف پشت چراغ راهنمایی، صبر کردن برای عابران پیاده، اطاعت از محدودیت های سرعت، جریمه نشدن و حفظ فاصله ایمنی نسبت به سایر وسایل نقلیه را انتخاب کنم. برای شکل دادن به این داستان در مورد توانایی من به عنوان یک راننده، من برخی از موارد مهم را که با این طرح خاص متناسب باشد انتخاب می کنم. با این کار، این حوادث نسبت به دیگران دارای امتیاز هستند.

هرچه بیشتر و بیشتر رویدادها انتخاب و در طرح غالب جمع می شوند، داستان غنا و عمق بیشتری پیدا می کند. همانطور که عمق پیدا می کند، سایر وقایع مربوط به مهارت رانندگی من به راحتی به یاد می آیند و به داستان اضافه می شوند. در طول این روند، داستان پر می شود، در زندگی من مسلط تر می شود و یافتن نمونه های بیشتری از وقایع متناسب با معنایی که به دست آوردم برای من آسان تر می شود.

این رویدادهای صلاحیت رانندگی که به خاطر می آورم و انتخاب آنها از اهمیت بیشتری نسبت به سایر رویدادهایی برخوردار است که با طرح یک راننده خوب سازگار نیست. به عنوان مثال، مواردی که من با اتومبیل خود خیلی زود و بی احتیاط از پارک خارج می شدم یا با دیگر راننده ها بد صحبت کردم، امتیازی ندارند. در پرتو داستان غالب (داستان صلاحیت رانندگی) ممکن است دیگر مسائل ناچیز و یا شاید هم یک چاله باشد. در بازخوانی داستان ها، همیشه بر اساس مناسب بودن یا نبودن آنها با پیرنگ های غالب، حوادثی انتخاب می شوند و حوادثی هم انتخاب نمی شوند.

تأثیرات داستان های غالب

داستان غالب توانایی های رانندگی من نه تنها در حال حاضر بر من تأثیر می گذارد بلکه برای اقدامات آینده من نیز تأثیراتی خواهد داشت.

به عنوان مثال، اگر از من بخواهند که به حومه شهر بروم یا شب ها مسافت زیادی رانندگی کنم، تصمیم و برنامه های من تحت تأثیر داستان غالب در مورد رانندگی من است. بنابراین، معنایی که من به این رویدادها می دهم از نظر تأثیر بر زندگی من خنثی نیستند. آنها زندگی من را در آینده تشکیل می دهند و شکل می دهند. همه داستان ها سازنده زندگی هستند و زندگی ما را شکل می دهند.

زندگی همزمان در بسیاری از داستان ها

زندگی ما چند طبقه است. داستان های زیادی در یک زمان اتفاق می افتد و می توان داستان های مختلفی راجع به همان حوادث بیان کرد. هیچ داستان واحدی نمی تواند عاری از ابهام و تناقض باشد و هیچ داستان واحدی نمی تواند همه موارد احتمالی زندگی را در خود جمع و یا کنترل کند.

اگر تصادف رانندگی کردم یا اگر کسی در زندگی من شروع به تمرکز بر روی هر اشتباه کوچکی کرد که من در هنگام رانندگی مرتکب شده ام یا اگر قانون جدیدی وضع شد که به نوعی علیه افرادی مثل من تبعیض قائل شد، ممکن است شروع به توسعه کند. وقایع دیگر، تفسیرهای دیگران از این وقایع و تفسیرهای شخصی من می تواند منجر به ایجاد یک داستان جایگزین درباره رانندگی من شود – داستانی از بی لیاقتی یا بی احتیاطی. این داستان جایگزین نیز تأثیراتی خواهد داشت. مدتی ممکن است با توجه به زمینه یا مخاطب با داستان های مختلفی در مورد رانندگی زندگی کنم. با گذشت زمان که به عوامل مختلفی بستگی دارد، داستان منفی مربوط به رانندگی من ممکن است تأثیر بگذارد و حتی به داستان اصلی زندگی من در رابطه با رانندگی تبدیل شود. نه داستان توانایی رانندگی من و نه داستان نقص رانندگی من خالی از ابهام و تناقض نخواهد بود.

انواع مختلف داستان ها

انواع مختلفی از داستان ها وجود دارد که ما زندگی و روابط خود را با آنها تلفیق می کنیم – از جمله داستان هایی در مورد گذشته، حال و آینده. داستان ها همچنین می توانند به افراد و یا جوامع تعلق داشته باشند.

ممکن است یک فرد در مورد موفقیت و شایستگی خود داستانی داشته باشد. متناوباً ممکن است آنها داستانی درباره خود داشته باشند مانند “عدم موفقیت در امتحان چیزهای جدید” یا “ترسو بودن” یا “فاقد عزم”. همه این داستان ها می توانند همزمان اتفاق بیفتند و وقایع ، همانطور که اتفاق می افتند، با توجه به معنی (طرح) غالب در آن زمان تفسیر می شوند. به این ترتیب، عمل زندگی مستلزم این است که ما درگیر میانجیگری بین داستان های غالب و داستان های جایگزین زندگی خود باشیم. ما همیشه در حال مذاکره و تفسیر تجربیات خود هستیم.

فصل 2: ​​داستان ها در زمینه درمانی

بگذارید درباره برخی از داستان هایی که در متن درمان آورده شده اند، فکر کنیم. معمولاً، هنگامی که افراد تصمیم می گیرند با یک درمانگر مشورت کنند به این دلیل است که در زندگی خود با مشکل یا مشکلاتی روبرو هستند. هنگام ملاقات با یک درمانگر، آنها معمولاً با گفتن بسیاری از اتفاقات زندگی درمورد مشکلی که به دنبال درمان آن هستند، به درمانگر شروع می کنند. معمولاً آنها معانی را که به این رویدادها داده اند نیز توضیح خواهند داد.

داستان های جایگزین

درمانگران روایت، هنگامی که در ابتدا با نتیجه گیری نادرست و داستان های مشکل آفرین روبرو می شوند، علاقه مند به مکالمه هایی هستند که به دنبال داستان های جایگزین هستند – نه فقط هر داستان جایگزین، بلکه داستان هایی که توسط شخص متقاضی مشاوره به عنوان داستان هایی که دوست دارد زندگی کند، مشخص می شود. درمانگر علاقمند است در مکالمات داستان های هویتی را جستجو کرده و به افراد کمک می کند از تأثیر مشکلی که با آن روبرو هستند جدا شوند.

همانطور که توصیف ها و نتیجه گیری های متنوع می تواند مشکلات را پشتیبانی و پایدار نگه دارد، داستان های جایگزین نیز می توانند از تأثیر مشکلات بکاهند و امکانات جدیدی برای زندگی ایجاد کنند.

با استفاده از این ایده ها در مورد داستان هایی که به کار آنها اطلاع می دهد، سول اصلی درمانگران روایت این است: چگونه می توانیم به مردم کمک کنیم تا از نتیجه گیری نادرست خارج شوند و داستان های جدید و ترجیحی را برای زندگی و روابطشان دوباره بنویسند؟

همانطور که جیل فریدمن و ژن شانه توصیف می کنند:

درمانگران روایت علاقه مندند که با مردم کار کنند تا داستان هایی را که از مشکلات پشتیبانی نمی کنند، ارائه دهند. با شروع زندگی مردم در داستان های جایگزین، نتایج فراتر از حل مشکلات است. در داستان های جدید، مردم تصاویر شخصی جدید و امکانات جدیدی برای روابط و آینده ای جدید را تجربه می کنند.

به سمت توصیفی غنی

برای رهایی از تأثیر داستان های مسئله دار، صرفاً نوشتن مجدد یک داستان جایگزین کافی نیست. درمانگران روایت علاقه مند به یافتن روش هایی هستند که در آن می توان این داستان های جایگزین را “توصیف غنی” کرد.

بسیاری از موارد مختلف می توانند به “توصیف غنی” داستان های جایگزین کمک کنند.

– از جمله اینکه اینها توسط شخصی تولید می شود که درباره زندگی او صحبت می شود. توصیف غنی شامل بیان جزئیات دقیق داستان های زندگی یک شخص است. اگر خواندن یک رمان را تصور کنید، گاهی اوقات یک داستان به طور غنی توصیف می شود – انگیزه های شخصیت ها، تاریخچه آنها و درک آنها به خوبی بیان شده است. داستان زندگی شخصیت ها با داستان های افراد دیگر و وقایع عجین شده است. به همین ترتیب، درمانگران روایت علاقه مندند راهی پیدا کنند تا داستان های جایگزین زندگی مردم توصیف شود و با داستان دیگران عجین شود.

روش های تألیف مشترک داستان های جایگزین، نحوه روایت آنها و برای چه کسی ، همگی ملاحظات مهم برای درمانگران روایت است.

روانشناسی

5 روش معمول روایت درمانی

برخی از مهارت های قابل استفاده برای حل مشکلات از طریق روایت درمانی، مهارت هایی است که ممکن است قبلاً داشته باشیم. دیگران برای یادگیری و به کارگیری تلاش می کنند.

پنج تکنیک در اینجا رایج ترین ابزاری است که در روایت درمانی استفاده می شود.

1. گفتن یک داستان (کنار هم قرار دادن یک روایت)

به عنوان یک درمانگر یا سایر متخصصان بهداشت روان، وظیفه شما در روایت درمانی این است که به مراجع خود کمک کنید صدای خود را پیدا کند و داستان خود را با زبان خودش تعریف کند. طبق فلسفه موجود در روایت درمانی، قصه گفتن این است که چگونه در تجربه خود معنا می یابیم و هدف می یابیم.

کمک به مراجع خود در توسعه داستان خود، به او این فرصت را می دهد تا معانی را کشف کند، شفابخشی را پیدا کند و هویت خود را ایجاد کند، این عوامل اساسی برای موفقیت در درمان است.

این روش همچنین به عنوان “نوشتن مجدد” یا “داستان نویسی مجدد” شناخته می شود زیرا مشتریان تجربیات خود را جستجو می کنند تا تغییرات در داستان خود را پیدا کنند یا یک داستان جدید را ایجاد کنند. همان حوادث می تواند صد داستان مختلف را روایت کند زیرا همه ما تجربیات را متفاوت تفسیر می کنیم و حواس مختلف معنایی پیدا می کنیم.

2. تکنیک خارجی سازی

تکنیک خارجی سازی مراجع شما را به سمت دیدن مشکلات یا رفتارهای خود به جای یک قسمت تغییرناپذیر از خود سوق می دهد. این تکنیکی است که توصیف آن آسان تر از پذیرفتن آن است اما می تواند تأثیرات مثبت زیادی بر روی هویت و اعتماد به نفس داشته باشد.

ایده کلی این روش این است که تغییر رفتاری که انجام می دهید آسان تر از تغییر ویژگی اصلی شخصیت است.

به عنوان مثال، اگر زود عصبانی می شوید یا خود را فردی عصبانی می دانید پس باید اساسی خود را تغییر دهید تا مشکل را برطرف کنید. با این حال، اگر شما شخصی هستید که پرخاشگرانه عمل می کنید و به راحتی عصبانی می شوید، پس باید شرایط و رفتارهای پیرامون مشکل را تغییر دهید.

به نظر می رسد این یک تمایز ناچیز باشد اما بین طرز تفکر شخصی که خود را به عنوان یک فرد “مشکل دار” برچسب می گذارد و فردی که رفتارهای مشکل آفرین دارد تفاوت عمیقی وجود دارد.

ممکن است در ابتدا جذب این ایده عجیب برای مراجع چالش برانگیز باشد. اولین قدم این است که مراجع خود را تشویق کنید که به تشخیص یا برچسب های اختصاص داده شده خود اهمیت زیادی ندهد. به آنها بگویید که جدا شدن از مشکلات خود چقدر می تواند قدرتمند باشد و به آنها اجازه می دهد تا در هویت خود کنترل بیشتری داشته باشند.

3. تکنیک ساختارشکنی

تکنیک “ساختارشکنی” به کاهش مشکلی که بیمار در آن تجربه می کند اشاره دارد و بنابراین درک “کل تصویر” را آسان تر می کند.

مشکلات ما می توانند طاقت فرسا، گیج کننده یا غیرقابل حل باشند اما هرگز واقعاً قابل حل نیستند.

ساختارشکنی موضوع را خاص تر می کند و باعث افزایش تولید بیش از حد می شود. همچنین روشن می کند که اصلی ترین موضوع یا موضوعات اصلی چیست.

به عنوان نمونه ای از تکنیک ساختارشکنی، دو نفر را در یک رابطه طولانی مدت تصور کنید که با مشکل روبرو هستند. یکی از شرکا از شریکی که هرگز احساسات، افکار یا ایده های خود را با او در میان نمی گذارد احساس ناامیدی می کند. بر اساس این توصیف کوتاه، ایده روشنی از مشکل مشخص نیست، چه رسد به اینکه راه حل ممکن وجود داشته باشد.

یک درمانگر ممکن است به جای پذیرفتن جمله ای مانند: “همسر من دیگر با من حرف نمی زند” مشکل را اینگونه با این مراجع از بین ببرد و از او بخواهد در مورد آنچه او را آزار می دهد دقیق تر باشد.

ممکن است به ایده بهتری از آنچه بیمار را آزار می دهد منجر شود، مانند مضامین کلی احساس تنهایی یا از دست دادن صمیمیت عاشقانه. شاید مراجع به جای کسی که در کنار آمدن با تنهایی و برقراری ارتباط با این آسیب پذیری با شریک زندگی خود مشکلی داشته باشد، روایتی را تعریف کرده است که در آن قربانی این رابطه درمانده است.

ساختارشکنی به افراد کمک می کند تا درک کنند ریشه مشکلات (در این حالت شخصی احساس تنهایی و آسیب پذیری می کند) چیست و این برای آنها چه معنی دارد (در این حالت، مانند اینکه شریک زندگی او دیگر او را نمی خواهد یا حاضر نیست به او متعهد شود).

این تکنیک یک روش عالی برای کمک به مراجع در کشف مشکل و درک بنیان واقعه یا الگوی استرس زا در زندگی او است.

4. تکنیک نتایج منحصر به فرد

این روش برای جنبه قصه گویی درمان، درمانی پیچیده اما حیاتی است.

تکنیک نتایج منحصر به فرد شامل تغییر خط داستانی خود است. در روایت درمانی، مراجع قصد دارد یک خط داستانی برای تجربیات خود بسازد که معنایی ارائه دهد یا به آنها یک هویت مثبت و عملکردی ببخشد. این به اندازه “مثبت اندیشی” گمراه کننده نیست بلکه یک تکنیک خاص برای مراجعین جهت ساختن داستان های بهتر برای زندگی است.

اگرچه ما فقط به یک داستان محدود نمی شویم. خطوط داستانی بالقوه بسیاری وجود دارد که می توانیم در آنها مشترک شویم، برخی از آنها بیشتر از برخی دیگر مفید هستند.

مانند کتابی که دیدگاه ها را از یک شخصیت به شخصیت دیگر تغییر می دهد، زندگی ما دارای چندین داستان روایی با دیدگاه های مختلف، زمینه های تمرکز و نقاط مورد علاقه است. تکنیک نتایج منحصر به فرد بر روی یک داستان یا خط داستانی متفاوت از آنچه که منبع مشکلات شماست متمرکز است.

استفاده از این تکنیک به نظر می رسد اجتناب از مشکل باشد اما در واقع فقط تصور مجدد مسئله است. آنچه از یک منظر مسئله به نظر می رسد نمی تواند چیزی جز جزئیات بی ادعا یا ناچیز از منظر دیگر باشد.

به عنوان یک درمانگر، می توانید با تشویق مشتری (ها) برای پیگیری داستان های جدید، این روش را معرفی کنید.

5. اگزیستانسیالیسم

شما ممکن است ارتباط خاصی با اصطلاح “اگزیستانسیالیسم” حس نکنید که باعث می شود حضور آن در اینجا عجیب به نظر برسد اما اگزیستانسیالیسم احتمالاً بیش از آنچه فکر می کنید وجود دارد.

اگزیستانسیالیسم دیدگاه تیره و تار و ناامیدانه ای نسبت به جهانی بدون معنا نیست.

به طور کلی، اگزیستانسیالیست ها به جهانی بدون معنای ذاتی اعتقاد دارند. اگر معنای مشخصی وجود نداشته باشد، مردم می توانند معنای خود را ایجاد کنند. به این ترتیب، اگزیستانسیالیسم و ​​روایت درمانی دست به دست هم می دهند. روایت درمانی افراد را ترغیب می کند تا معنا و هدف خود را پیدا کنند تا جستجوی یک حقیقت مطلق که لزوماً برای خودشان طنین انداز نیست.

اگر مشتری شما خواننده ای مشتاق است، ممکن است پیشنهاد کنید برخی از اگزیستانسیالیست ها مانند آثار ژان پل سارتر، آلبر کامو یا مارتین هایدگر را نیز دنبال کند.

مشاوره

3 تمرین و مداخلات روایت درمانی بیشتر

در حالی که روایت درمانی بیشتر یک گفتگوی بین درمانگر و بیمار است، برخی تمرینات و فعالیت ها برای تکمیل جلسات منظم درمانی وجود دارد. تعدادی از این موارد در زیر شرح داده شده است.

1. بیانیه نقشه موقعیت

بیانیه تمرینات روایی درمانی موقعیت شامل چهار زمینه برای نوشتن بیمار است:

  • مشخصات و نامگذاری یا برچسب گذاری مسئله
  • نگاشتن تأثیرات مسئله در کل حوزه زندگی که لمس می شود (خانه، محل کار، مدرسه، روابط و غیره)
  • ارزیابی اثرات مسئله در این حوزه ها
  • ارزش هایی که هنگام تفکر در مورد دلیل نامطلوب بودن این تأثیرات به دست می آیند

این نقشه در نظر گرفته شده است که به طور هماهنگ با یک درمانگر پر شود اما اگر یافتن یک درمانگر روایی مشکل باشد، می توان آن را به تنهایی انجام داد.

به طور کلی، گفتگوی بین یک درمانگر و بیمار در این چهار زمینه انجام می شود. درمانگر می تواند سوالاتی را بپرسد و تحقیق عمیق تری را انجام دهد، در حالی که با بیمار در مورد مشکلی که دارد با هم بحث می کنند و به دنبال بصیرت در هر چهار زمینه اصلی ذکر شده در بالا است. در عمل نامگذاری مسئله و تغییر آرام آرام این ایده وجود دارد که ما بیننده ای منفعل از زندگی خود هستیم.

سرانجام، برای مراجع بسیار مهم است که درک کند چرا این مشکل آنها را در سطح عمیق تری آزار می دهد. چه مقادیری مورد نقض یا انسداد این مشکل قرار می گیرند؟ چرا مراجع از این مسئله احساس منفی می کند؟ به عنوان مثال، “مهمانی شام پر استرس” چه چیزی برای آنها به ارمغان می آورد؟ آیا ممکن است احساس اضطراب اجتماعی و احساس انزوا کند؟ اینها سوالاتی است که این تمرین می تواند به آنها کمک کند.

2. داستان زندگی من

یکی از اساسی ترین اصول درمانی در روایت درمانی این است که ما از طریق داستان پردازی معنا و بهبود می یابیم.
این تمرین کاملاً مربوط به داستان شماست و تمام آنچه شما نیاز دارید چاپ می شود.
هدف از تمرین داستان زندگی من این است که خود را از گذشته خود جدا کنید و دیدگاه گسترده تری از زندگی خود کسب کنید.
ابتدا عنوان کتابی را می نویسید که زندگی شماست. شاید این به سادگی “داستان زندگی مونیکا” باشد یا چیزی بازتابنده تر از موضوعاتی است که در زندگی خود می بینید، مانند “مونیکا: یک داستان از پشتکار”.
در بخش بعدی، حداقل هفت عنوان فصل ارائه دهید که هر یک نشان دهنده یک مرحله یا یک رویداد مهم در زندگی شما است. هنگامی که عنوان فصل را دریافت کردید، با یک جمله خلاصه فصل را ارائه دهید. به عنوان مثال، عنوان فصل شما می تواند “ناجور و نامشخص” باشد و ممکن است در توضیحات آمده باشد: “در سال های نوجوانی من احساس عدم اطمینان و سردرگمی در یک خانواده هفت نفری حاکم بود.”
در مرحله بعد، فصل آخر خود را در نظر خواهید گرفت و شرح زندگی خود را در آینده اضافه خواهید کرد. در آینده چه خواهید کرد؟ کجا خواهید رفت و چه کسی خواهید بود؟ این جایی است که شما باید پیش بینی خود را انجام دهید.
سرانجام، آخرین مرحله اضافه کردن معنا به فصل های خود در صورت لزوم برای جمع آوری یک داستان جامع از زندگی شما است.
این تمرین به شما کمک می کند تا افکار و عقاید خود را در مورد زندگی خود تنظیم کنید و داستانی را برای خود بسازید که برای شما منطقی باشد. ایده این نیست که بیش از حد به هیچ خاطره خاصی وارد شوید، بلکه درعوض تشخیص این است که آنچه در گذشته شما است واقعاً گذشته است. این به شما شکل داد اما لازم نیست که شما را تعریف کند. گذشته شما شما را به شخص خردمند امروز تبدیل کرد.

3. هنرهای بیانی

این مداخله به ویژه برای کودکان می تواند مفید باشد اما بزرگسالان نیز ممکن است در آن تسکین و معنی پیدا کنند.
همه ما روش های مختلفی برای بیان داستان های خود داریم و استفاده از هنر برای این کار برای انسان های بی شماری جزء اصلی بشریت بوده است. برای استفاده از این روش گویا و خلاقانه برای بیان داستان های خود، روش های مختلفی را که در اختیار دارید جستجو کنید.
شما می توانید:
مراقبه کنید. آرامش هدایت شده یا مراقبه فردی می تواند یک روش موثر برای کشف یک مشکل باشد.
روزانه نگاری. نوشتن مزایای بالقوه زیادی دارد. مجموعه خاصی از سوال ها را در نظر بگیرید (به عنوان مثال، این مسئله چگونه روی شما تأثیر می گذارد؟ مسئله چگونه در زندگی شما جا افتاد؟) یا به سادگی از نظر مسئله، توصیفی از خود یا داستان خود بنویسید. این ممکن است دشوار باشد اما می تواند منجر به درک بیشتر مسئله و چگونگی تأثیر آن بر حوزه های زندگی شما شود.
ترسیم. اگر به ترسیم تأثیر مسئله بر تجربه خود علاقه بیشتری دارید، می توانید از مهارت های خود برای ترسیم یا رنگ آمیزی تأثیرات استفاده کنید. شما می توانید یک نقاشی نمادین بکشید، اثرات مسئله را ترسیم کنید یا کاریکاتوری بکشید که نشان دهنده مسئله زندگی شما باشد. اگر طراحی ترسناک به نظر می رسد، حتی می توانید اشکال انتزاعی را با رنگ احساساتی که احساس می کنید و کلمات کلیدی که بازتاب حس شما را در آن لحظه بیان می کنند، نشان دهید.
جنبش. برای ایجاد و بیان داستان خود می توانید از محیط ساده حرکت و ذهن آگاهی استفاده کنید. با حرکت به روش معمول خود شروع کنید، سپس اجازه دهید مشکل در حرکت شما تأثیر بگذارد. مشاهده هوشیارانه را تمرین کنید تا ببینید وقتی اجازه می دهید مشکل حل شود چه تغییری می کند. در مرحله بعد، یک حرکت انتقالی ایجاد کنید که می تواند مشکل شما را متزلزل کند. سرانجام، انتقال به “جنبش آزادی بخشی” برای کشف استعاره و فیزیکی نحوه فرار از مشکل است.
تجسم. با استفاده از تکنیک های تجسم، چگونگی زندگی شما در یک هفته، یک ماه، یک سال یا چند سال هم با ادامه این مشکل و هم در یک جدول زمانی که جهت جدیدی را پذیرفته اید، در نظر بگیرید. تجربه خود را با یک شریک یا درمانگر در میان بگذارید، یا در نوشته های خود منعکس کنید تا روش هایی را که این تمرین به شما کمک می کند معنی یا امکانات جدیدی برای زندگی خود پیدا کنید کشف کنید.

نمونه سوالاتی که می توانید از مراجعین خود بپرسید

روایت درمانی گفتگویی است که در آن شما و مراجع خود با یکدیگر گفتگو می کنید تا از داستان او مطلع شوید. همانطور که تصور می کنید، این نیاز به سوالات زیادی از طرف درمانگر دارد.
“هر وقت سوالی می پرسیم، در حال تولید نسخه احتمالی یک زندگی هستیم.”
دیوید اپستون
لیستی از سوالات زیر برای تهیه نقشه موقعیت در نظر گرفته شده است اما این سوالات می توانند خارج از این تمرین نیز مفید باشند:
آیا به نظر می رسد که [مشکل] اکنون بخشی از زندگی شماست؟
چه مدت است که متوجه این [مشکل] شده اید؟
[مشکل] چه تاثیری در زندگی شما دارد؟

[مشکل] چگونه تأثیر می گذارد؟

انرژی خود را برای کارهای روزمره صرف می کنید؟

آیا [مشکل] تاثیری در رابطه شما با سایر اعضای خانواده دارد؟

[مشکل] چه تاثیری در زندگی فرزند شما دارد؟

نظر شما در مورد تأثیرات [مشکل] در زندگی شما چیست؟

آیا آنچه [مشکل] انجام می دهد را می پذیرید؟

آیا این تأثیرات برای شما قابل قبول است یا خیر؟

چرا این وجود دارد؟ چرا این موضع را در مورد آنچه [مشکل] انجام می دهد اتخاذ می کنید؟

ترجیح می دهید اوضاع چگونه باشد؟

منبع:

dulwichcentre

verywellmind

تقویم فارسی اندروید

تبلیغات

دانلود برنامه آموزش آشپزی

کانال یوتوب چی با چی

مطالب پیشنهادی