روانشناسي و سلامت روان سلامت

جنبه منفی صرفه جویی بیش از حد و خساست چیست؟

در حالی که ما اغلب به صرفه جویی در پول به عنوان یک هدف عالی فکر می کنیم، این امر با جنبه های منفی ساخت ثروت و نگه داشتن آن همه گره خورده است.

مردم از پول به عنوان یک ابزار برای زندگی بهتر و یا بهتر کردن زندگی دیگران استفاده نمی کنند. در عوض، آنها پول نقدی که سخت به دست آورده اند را به طور ذاتی محافظت می کنند. در نتیجه، هزینه ها می تواند مقدار زیادی از استرس و اضطراب را برای آنها ایجاد کند.

جویندگان ثروت و استقلال مالی می توانند به دنبال صرفه جویی در پول، به آن معتاد شوند. آنها هر دلار را بهینه سازی می کنند و پیش بینی هایی ایجاد می کنند که چقدر پول شان می تواند رشد کند. آنها جهان را از طریق عینک های سبز رنگ با نشانه های دلار می ببینند.

این خساست می تواند منجر به رابطه ناسالم با پول شود. در حالی که ما به طور معمول در مورد جنبه های مثبت تصمیم گیری های مالی فکر می کنیم، می تواند یک طرف تاریک برای صرفه جویی نیز وجود داشته باشد.

صرفه جویی می تواند تبدیل به یک وسواس شود. متأسفانه، هنگامی که علائم دلار را هر کجا که می بینید، می توانید با نیاز به صرفه جویی حتی بیشتر در آن غرق شوید. هنگامی که ما در مورد رفتارهای منفی پول فکر می کنیم، ما اغلب در مورد بیش از حد مصرف کنندگی فکر می کنیم، اما افراط در صرفه جویی می تواند یک مشکل به همان اندازه دشوار باشد.

صرفه جویی

مبارزه من با خساست

من یک یا دو چیز را در مورد خسیسی می دانم. من به این دنیا متولد شدم و به دنبال خودم هستم.

در مدرسه ابتدایی، جیمی همکلاسی درجه اول من، چهل و هشت بسته مداد رنگی Crayola را به مدرسه آورد. من هرگز احساس حسادت را فراموش نخواهم کرد، احساس می کردم که او درب را باز کرد، رنگ های پر جنب و جوش را بر روی میز چوبی خالی خود قرار داد و رنگ آمیزی را شروع کرد.

چشمان من به سرعت به فضای کاری من برگشتند. من به هشت مداد رنگی خودم با ناامیدی خیره شدم. رنگ های استاندارد در مقایسه با آن بسیار ساده و معمولی بود. جیمی باید ناراحتی من را حس کرده باشد، زیرا او بلافاصله آنها را با من به اشتراک گذاشت.

علیرغم خراب شدن این مداد رنگی ها، او هرگز یک بار به من نگفت نمی توانم از آنها استفاده کنم. آیا من همین کار را برای او انجام داده ام؟ احتمالا نه.

من یکی از آن بچه ها بودم که رنگ های مورد علاقه ام را برای حفظ  کردن نگهداری می کردم. اگر یک همکلاسی خواستار قرض گرفتن یک مداد رنگی شود، من رنگ های خوب و محبوب را کنار می گذاشتم و زشت ترین رنگ ها را در جعبه قرار می دادم.

خوشبختانه، من به سختی کار کرده ام تا راه هایم را تغییر دهم. تقریبا چهل سال پیش بود که من از مداد رنگی جیمی استفاده می کردم، و هر چند وقت یک بار من به آن فکر می کنم و از سخاوت جیمی سپاسگزارم.

سخاوتمندی مخالف خسیسی است

به اشتراک گذاری به طور طبیعی با برخی افراد می آید.

در حالی که بعضی از بچه ها مایل به به اشتراک گذاشتن داشته هایشان هستند، دیگران به جلوی صف می روند، بزرگترین شیرینی ها را از سینی انتخاب می کنند و بلافاصله آنها را به دهان خود می اندازند.

این رفتار در کودکان کم سن و سال رایج است. اما برخی از بزرگسالان این رفتار را از بین نمی برند. در عوض، آنها همچنان به همکاری و نگهداری اموال خود، از جمله پول خود ادامه می دهند.

صرفه جویی و خساست

اگر شما در حال تلاش برای صرفه جویی در پول و یا در مسیر مناسب مالی هستید، خساست ممکن است صدایی درونی باشد که بگوید برای شما خیلی بد نیست. اشتیاق با تمایل به کسب درآمد تا آنجا که ممکن است؟ چه چیزی خیال شما را بابت پول شما در بانک راحت می کند؟ آیا زندگی سرمایه داری منجر به بهبود ثروت و شادی می شود؟

در واقع آن را انجام می دهد اما صرفه جویی و خساست یکسان نیست.

بیایید شفاف باشیم یک شخص عجیب و غریب کسی نیست که مبارزه کند تا صورتحساب خود را پرداخت کند. در عوض، آنها پول دارند، اما از باز کردن کیف پول خود اجتناب می کنند. زندگی افراد خسیس در مورد فقدان پول نیست. این در مورد تلاش برای مقابله با آن است.

بسیاری از مردم خسیس دوست دارند خود را صرفه جویی معرفی کنند. اگر از آنها بپرسید می گویند:”من فقط مراقب پولم هستم،” اما اغلب تفاوت معنی داری بین دو اصطلاح وجود دارد.

روانشناسی افراد خسیس و خساست

یک فرد خسیس صرفا مراقب هزینه نیست. آنها معمولا احساس استرس، اضطراب و حتی خشم را از طریق پول خرج کردن خود احساس می کنند. شدت احساسات آنها رویکرد خود را به هزینه های آنها می رساند.

بعضی از مردم خساست شان وقتی که برای دیگران هزینه می کنند، عمل می کند اما بسیاری نیز نسبت به خودشان هم خسیس هستند. آنها لذت خود را در پیگیری ثروت بیشتر قربانی می کنند.

برای زنده ماندن، شما ممکن است مصرف خود را کاهش دهید، یاد بگیرید که با کمترین ها هم زندگی کنید و مینیمالیسم را تجربه کنید، اما شما تمام لذت های زندگی را انکار نمی کنید. افراد خسیس اغلب لذتی از زندگی نمی برند.

با پول می توان شادی را خرید اما مردم خسیس این واقعیت را به رسمیت نمی شناسند. آنها مایل به قربانی کردن زمان و انرژی خود هستند تا پول بیشتری جمع آوری کنند. یک فرد خسیس اهمیتی نمی دهد که به دیگران کمک کند. آنها به سختی می خواهند حتی به خود کمک کنند.

همانطور که می بینید، این در عمل فقط صرفه جویی نیست، بلکه یک ذهنیت است. تلاش زیاد برای خرج نکردن پول به دست آورده، یک بیماری است.

زندگی همراه با خساست باعث استرس غیر ضروری می شود

چگونه خساست به احساس استرس و اضطراب منجر می شود؟ تصور کنید که دوستانتان می خواهند برای خوردن غذا بیرون بروند، اما شما نمی خواهید چنین پولی برای پیوستن به آنها برای یک شب سرگرم کننده صرف کنید. آیا شما باید بیرون بروید و پولی را خرج کنید که نمی خواهید یا به ماندن در خانه می اندیشید؟

یا تصور کنید این زمانی اتفاق می افتد که شما را به ناهار با همکاران جدید فرا می خوانند. رئیس شما ناهار خوردن را اجباری می کند و هر کس به جز همکاران جدید باید دنگ خود را بدهد اما شما نمی خواهید چنین هزینه اضافی را پرداخت کنید. بنابراین به جای لذت بردن از این رویداد، شما نگران تقسیم هزینه و پرداخت دنگ تان هستید. شما پول دارید، اما دوست ندارید برای غذای دیگری را بپردازید.

افراد خسیس می توانند بیش از یک فرصت از دست رفته برای صرفه جویی در روزها مبارزه کنند. آنها می توانند هفته ها را برای خرید چیزی جدید در انتظار سپری کنند. آنها می توانند با یک کارمند در فروشگاه مواد غذایی برای پانزده دقیقه صحبت کنند تا از یک کوپن 1 دلاری استفاده کنند.

افراد خسیس فقیر نیستند آنها به مبلغ 1 دلار برای پرداخت صورتحساب خود نیازی ندارند، اما آنها مغز خود را مجبور به پرداخت حداقل مقدار پول ممکن می کنند.

تفاوت بین تصمیم گیری های مالی ذهنی و رد کردن بخشی از پولی که به دست آورده اید، وجود دارد.

زندگی همراه با خساست

من از یک ذهنیت دارای کمبود رنج می برم. من اعتقاد داشتم که زندگی من محدود شده است.

در برخی موارد در دوران کودکی ام، من شروع به گسترش این اعتقاد کردم که زمانی که به آن نیاز دارم پول کافی نخواهم داشت. من احساس ترس غیر منطقی داشتم..

من کم کم شروع به خرج نکردن و پول جمع کردن کردم. هرچه بیشتر تصمیم گرفتم، کمتر تمایل داشتم آن را خرج کنم.

در ابتدای کار من، من تلاش کردم تا صورتحساب هایم را بپردازم، اما با گذشت زمان این کار ادامه داشت با اینکه حقوق و دستمزد من رشد کرد، من همچنان ادامه دادم مانند زمانی که هیچ پولی نداشتم.

بالاتر از همه چیز، من نیاز به احساس مالی امن قبل از دادن پول به دیگران داشتم. متأسفانه، به جای اینکه احساس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم، من چنین نبودم.

چرا بعضی از افراد خسیس هستند؟

مردم خسیس اغلب جنبه مثبت سخاوتمندی را نادیده می گیرند و بر جنبه منفی آن تمرکز می کنند. در نتیجه، ذهن آنها یک رکورد بی پایان از ترس مالی را دارد. اگر من الان پولی به آنها بدهم، فردا کمتر پول دارم؟ اگر امروز پول را خرج کنم، آیا در آینده پس اندازم تمام خواهد شد؟

همدلی منجر به سخاوت می شود. هنگامی که شما مهربانی را در خود تقویت می کنید، برای کمک به دیگران آماده می شوید. هنگامی که زیادی منطقی فکر می کنید، از کمک و سخاوت دوری می کنید.

کسانی که در معرض همدلی هستند بیشتر مایل به بخشیدن هستند. بنابراین اینها کسانی هستند که قبلا در زندگی خوبی دیده اند. کسانی که می دانند کمک به معنای دریافت هدیه ای بزرگ است، بیشتر مایل به ارائه آن هستند.

به راحتی، ما باید کمتر بر منطق و بیشتر در مورد رفاه عاطفی ما و رفاه کسانی که در اطراف ما هستند، تمرکز کنیم. هنگامی که ما در معرض همدلی و همدردی قرار می گیریم، ما می توانیم به کیف پول خود بیشتر مراجعه کنیم.

بعضی از مردم وقتی یک فرد بی خانمان را می بینند به سمت دیگری حرکت می کنند. بعضی از مردم درب را برای کسانی که پشت سر آنها هستند، نگه می دارند، در حالی که دیگران اجازه می دهند که دیگران درب را لحظه ای که آنها گام بردارند، برایشان بکشند.

سخاوتمندی صرفا دادن پول نیست. این فقط در مورد جیب ما نیست. این یک ذهنیت است که به ما کمک می کند تا بر نیازهای دیگران در اطراف خود تمرکز کنیم. اگر شما وقت خود را صرف دیگران می کنید، احتمالا همچنین پول خود را نیز می دهید.

اگر شما دوست ندارید که پول بدهید، به شیوه های دیگری برای سخاوتمندی فکر کنید.

آیا شما خسیس هستید؟

آیا شما از پول خرج کردن می ترسید؟ سالهاست که من تلاش کردم پول خودم را خرج نکنم. حتی زمانی که من به شدت چیزی را می خواستم، من خود را متقاعد می کردم که به آن نیازی ندارم. من هر گونه اقلام غیر منتظره را از سبد خریدم حذف می کردم و زمانی که من نمی توانستم کنترل امواجم را برای خرید در فروشگاه کنترل کنم، به بازدارنده ای مزمن تبدیل شدم.

آیا تجربیات و رویدادهایی را که ممکن است هزینه داشته باشند را کاهش می دهید؟

به عنوان مثال، اگر شما حاضر به سفر کردن، دوستان خود را برای شام ملاقات کردن یا برای یک فیلم پول پرداخت کردن نباشید، خساست شما ممکن است کنترل زندگی شما را در دست گرفته باشد.

هر زمان که شما پول خرج می کنید، باید ارزیابی کنید چرا. اگر شما در تلاش برای پرداخت صورتحساب خود هستید، دلیلی برای ترس شما وجود دارد.

افراد خسیس اغلب در مورد پول شکایت دارند. آنها در مورد هزینه ها و شکایت در مورد قیمت های بالا حتی زمانی که آنها بیش از حد نیست، صحبت می کنند.

در ریشه، مردم اغلب اغلب پول را ذخیره می کنند. آنها دارایی های خود را در گاو صندوق ها و حساب های بانکی نگهداری می کنند و توجیهاتی را برای نگه داشتن آنها دارند. آنها سخاوتمند نیستند و با اکراه پول خود را خرج می کنند.

خساست و جستجوی ثروت

برای زنده ماندن، شما تمام پول خود را بر روی خودتان متمرکز می کنید. مقیاس ها همیشه به نفع نیازهای شما هستند. اگر تولدت دوست شما نزدیک باشد، مهم است؟ آیا شما نیاز به خرید یک هدیه دارید؟

بسیاری از وبلاگ نویسان خساست را با خودخواهی فرد مرتبط می دانند.

برای مدتی، من گروه های فیس بوک را دنبال کردم که در آن افراد به دنبال مشکلات خود بودند. آنها درباره مراقبت از بستگان یا دادن پول به خیریه می پرسند. این پست ها پاسخ های بسیار کمتری نسبت به دیگران دریافت کردند که در مورد چگونگی رشد حقوق خود و یا اینکه آیا آنها باید در چیزی جدید سرمایه گذاری کنند، دریافت کردند. آیا این نشانه ای است که افراد کمتر سخاوتمند و بخشنده هستند؟

شکستن چرخه خساست

طی چند سال گذشته، من گرایش طبیعی ام را به سفت نگه داشتن کیف پولم فرو ریختم. من بدون مکث یا تردید چیزهایی را اهدا کرده ام اما من اغلب تعجب می کنم که چگونه به این نکته زودتر نرسیدم.

چه چیزی باعث شد من تغییر کنم؟ آیا تولد فرزندان من بود؟ تحول من به بزرگسالی؟ آیا می توان آن را تنها به پای بالا رفتن سن و ذهنیت در حال تغییر گذاشت که با زمان می آید؟

آیا تجربیات زندگی مانند ناباروری، درد مزمن و دل درد است که به من اجازه می دهد جهان را از طریق یک لنز متفاوت ببینم؟ آیا امتیازات من قبل از آن نقاط در زمان من از خودخواهی من ناشی می شد؟

چگونگی شکستن چرخه زندگی خساست

من خوشحالم که چرخه خساست من به پایان رسیده است. اما، متأسفانه سالها طول کشید تا آن را متوقف کنم. برای شروع، من مجبور شدم چیزهای کوچکی را از انجام بدهم.

من با هدیه دادن به کارکنان، خرید برای بزرگترها، خرید نوشیدنی برای دوستان و خرید هدایای برای عزیزانم شروع کردم.

هر بار که من بیشتر از خودم بخشیدم، یک روند رو به بالا را تجربه کردم. آزادی مواد شیمیایی در بدنم احساس خوبی به من داد تا در مورد خودم احساس خوبی داشته باشم: روانشناسان می گویند وقتی ما به دیگران می بخشیم احساس خوبی می کنیم. ما در مورد خودمان و جایگاه خود در جهان احساس خوبی می کنیم.

بسیاری از افراد از تعاملات اجتماعی خوششان نمی آید زیرا برایشان هزینه دارد.

ترس پیچیده من را مجبور به رابطه ناسالم با پول کرد. برای غلبه بر مشکل، من پول نقد، سهام و سرمایه گذاری ها را ذخیره و بیشتر کردم.

مطالعات نشان داده اند که شادترین افراد کسانی هستند که روابط قوی با دیگران ایجاد می کنند. هنگامی که ما دور از بقیه زندگی می کنیم، این اتصالات را دشوار می سازد. سخاوتمندی با زمان، انرژی، توجه و پول ما به ایجاد حس تعلق به سایر نقاط جهان کمک می کند.

توقف زندگی همراه با خساست

اگر شما تلاش می کنید پول خود را برای روی خودتان یا دیگران صرف کنید، به امور مالی خود نگاه خوبی داشته باشید. آیا بودجه شما بسیار اندک است که شما نمی توانید چند دلار صرفه جویی کنید، یا از آن استفاده کنید به عنوان بهانه ای برای بخشیدن بیشتر به دیگران؟ اگر شما در حال تلاش برای پرداخت صورتحساب خود نیستید، احتمالا می توانید خود را کمی بتکانید و یا به دیگرانی که نیاز دارند کمی کمک کنید.

با خودتان در مورد خساست خود، صادق باشید. آیا شما صرفه جویی بیش از حد می کنید و یا شما پولی که به دست آورده اید را زیادی سفت و محکم نگه می دارید؟

بعضی از مردم زمانی که پول می گیرند برای کمک به دیگران با خود در جنگ و ستیزند. آیا شما تلاش می کنید پول خود را نگهداری کنید؟ آیا شما برای پرداخت چیزی که می خواهید یا نیاز دارید با خود حسابی دچار چالش می شوید؟

این رفتار نشانه ای از خساست است. خوب است که پول خود را صرفه جویی کنید، اما ما نباید نگران هر بار خرج کردنش باشیم. متوجه شوید چه چیزی باعث خوشحالی شما می شود و مقدار کمی از پول را صرف آن می کنید.

احساس شادی ارزش به اشتراک گذاشتن تجربیات خود را با دیگران تشخیص دهید.

اگر شما با خساست مبارزه می کنید، یک بودجه ایجاد کنید تا به شما کمک کند طلسم خود را بشکنید. یک دسته “سرگرم کننده” را اضافه کنید و احساس گناه را برای صرف پول برای خود یا دیگران متوقف کنید.

شما نیازی به صرفه جویی در هزینه های فوق العاده ای از حقوق هر ماه برای هدف صرفه جویی در آینده ندارید. در عوض، زندگی خود را برای کمی خرج و لذت بردن از زندگی تغییر دهید.

مزایای سخاوتمندی

سخاوت می تواند افسردگی را کاهش دهد و به ما در مورد خودمان احساس بهتری دهد. بهترین جنبه سخاوتمندی این است که ما بیشتر به اشتراک می گذاریم و بیشتر مایل به بخشیدن می شویم.

چند بار شنیده اید که کسی از شخص دیگری برای سخاوت او تشکر می کند؟ چند بار شنیده اید که کسی می گوید، “من اینجا نبودم اگر کمک به دیگران نبود.”

زمانی که شما در حال مبارزه با تصمیم گیری هستید، آن را در ذهن داشته باشید. سخاوت شما فراتر از اقدامات اولیه شما به عنوان کسانی که هدایای شما را دریافت می کنند، پیش می رود و کمک های مالی شما را به خود بهتر و سخاوتمندتر تبدیل می کند.

شما مجبور نیستید هزاران دلار اهدا کنید تا احساس خوبی داشته باشید. در عوض، راه های کوچکی برای بخشیدن بیشتر در خودتان پیدا کنید.

منبع:

onefrugalgirl

تقویم فارسی اندروید

اضافه کردن دیدگاه

برای ارسال نظر اینجا کلیک کنید

تبلیغات

دانلود برنامه آموزش آشپزی

کانال یوتوب چی با چی

مطالب پیشنهادی