تغذيه سالم سلامت

روانشناسی تغذیه دقیقاً چیست؟

تقویم فارسی اندروید

وقتی صحبت از تغذیه خوب می شود، بسیاری از افراد برای کمک به متخصصان تغذیه مراجعه می کنند. به هر حال، این متخصصان آموزش دیده اند تا بفهمند که برخی از غذاها چگونه بر بدن شما تأثیر می گذارد و به چه نوع مواد مغذی برای سالم ماندن نیاز دارید (البته در میان بسیاری از چیزهای دیگر) اما بدیهی است که داشتن تغذیه خوب فراتر از خوردن غذاهای خاص است. تغذیه خوب همچنین به نوع نگاه شما به غذا، انتخاب‌ هایی که انجام می‌ دهید و اینکه چگونه آن غذاها بر سلامت کلی شما تأثیر می‌ گذارند، مربوط می‌ شود. در حالی که یک متخصص تغذیه خوب می تواند در تمام این زمینه ها به شما کمک کند، رشته ای نیز وجود دارد که تنها بر جنبه های ذهنی غذا خوردن و اینکه چگونه غذا می تواند بر مغز شما تأثیر بگذارد تمرکز دارد، به نام روانشناسی تغذیه. هرگز در مورد آن نشنیده اید؟ اکنون زمان تغییر آن فرا رسیده است. در این مقاله چیزی است که باید در مورد روانشناسی تغذیه و تمرکز آن بر “غذای مغز” بدانید.

روانشناسی تغذیه

روانشناسی تغذیه و روانپزشکی تغذیه

روانشناسی تغذیه یک حوزه مطالعاتی نسبتاً جدید است و به این ترتیب، تعریف دقیق آن کمی مبهم است. با این حال، هنوز، انجمن روانشناسی آمریکا، روانشناسی تغذیه را به عنوان یک رشته میان رشته ای توصیف می کند که نقش تغذیه (الگوهای رژیم غذایی، مصرف مواد مغذی یا کمبود آنها و غیره) را در علل و درمان مشکلات سلامت روان به طور کلی بررسی می کند و همین امر در مورد روانپزشکی تغذیه نیز صادق است. تفاوت اصلی این دو چیست؟ روانشناسان (معمولاً متخصصان دارای مدرک Ph.D یا Psy.D) نمی توانند دارو تجویز کنند، در حالی که روانپزشکان (M.D.) می توانند.

راهنمای مواد مغذی ضروری و دانستن اینکه چرا بدن شما به آنها نیاز دارد

اوما نایدو، روانپزشک تغذیه، سرآشپز حرفه ای و نویسنده کتاب This Is Your Brain On Food، می گوید: روانشناسی تغذیه “رشته ای در حال رشد است که از قدرت غذاهای سالم و مواد مغذی برای حمایت از سلامت روان استفاده می کند.” او می‌ افزاید: «در انجام این کار، روان‌ پزشکی تغذیه تلاش می‌ کند از طیف وسیعی از مشکلات روان‌ پزشکی، از اضطراب و افسردگی گرفته تا اختلال دوقطبی و OCD از طریق تغییرات رژیم غذایی عمدی و مبتنی بر شواهد، حمایت کند.»

آماندا باتن، دکترای روانشناسی تغذیه، می گوید: «روانشناسی تغذیه همچنین بر ارتباط بین غذا، رژیم غذایی، خلق و خو و شناخت تمرکز دارد. او توضیح می‌ دهد: «سلامت روانی بهینه تحت تأثیر آنچه می‌ خوریم، نحوه خوردن و تأثیر آن بر بدن و مغز است.» به عنوان مثال، اگر به اندازه کافی برخی از مواد مغذی مانند ویتامین B12 (که در ماهی تن و محصولات لبنی و سایر غذاها یافت می شود) دریافت نمی کنید، ممکن است در تمرکز با مشکل مواجه شوید و کل فرآیند تفکر خود را از بین ببرید.

حال، بیایید واضح بگوییم: درو رمزی، روانپزشک تغذیه و نویسنده کتاب خوردن برای غلبه بر افسردگی و اضطراب، می گوید: رویکرد تغذیه ای به سلامت روان جایگزین روش های درمانی سنتی مانند داروها و گفتار درمانی نمی شود. در عوض، می تواند مکمل آن درمان ها باشد. او می‌ گوید: “برای برخی افراد، غذا می‌ تواند خط مقدم درمان باشد اما آیا هر مشکل سلامت روانی را می‌ توان با غذا حل کرد؟ مطمئناً اینطور نیست. برخی افراد به دارو نیاز دارند و هیچ مقدار “غذای مغز” این را تغییر نمی‌ دهد.”

روانشناسی تغذیه چگونه کار می کند

از آنجایی که هیچ کتاب راهنمای تنظیمی برای روانشناسی تغذیه وجود ندارد، برای هر پزشک می تواند کمی متفاوت به نظر برسد.

دکتر نایدو می گوید: دو راه اصلی (که در حال حاضر حداقل شناخته شده است) وجود دارد که در آن معده با مغز ارتباط برقرار می کند. به گفته کتابخانه ملی پزشکی، ابتدا عصب واگ وجود دارد که از مغز در امتداد هر طرف بدن، به پایین گردن، در امتداد مری و تا شکم می رود. دکتر نایدو توضیح می‌ دهد که این عصب به‌ عنوان یک «بزرگراه دو طرفه» عمل می‌ کند. به طور مداوم سیگنال‌ ها و مواد شیمیایی را بین مغز و روده ارسال می‌ کند. به این معنا که نه تنها مغز می تواند بر روده تأثیر بگذارد، بلکه روده و بنابراین، آنچه می خورید، می تواند بر مغز نیز تأثیر بگذارد.

این واقعیت هم وجود دارد که روده بیش از 90 درصد از سروتونین بدن و حدود 50 درصد از دوپامین بدن شما را تولید می کند. دو انتقال دهنده عصبی که مسئول تنظیم خلق و خوی شما هستند. بنابراین، منطقی است که وقتی روده شما از کار افتاده است (عدم تعادل میکروبیوم ناشی از تغذیه نامناسب)، انتقال دهنده های عصبی به اندازه کافی کارآمد تولید نمی شوند و در نتیجه بر سلامت روان شما تأثیر منفی می گذارند.

روانشناسان تغذیه و روانپزشکان شکیبایی را ارائه می دهند

دکتر باتن می‌ گوید، آموزش در مورد تغذیه و نحوه غذا خوردن بر احساسات، طرز تفکر و تجربیات کلی شما تأثیر می‌ گذارد. او می‌ گوید: «سپس ما به بررسی محرک‌ های شخصی بد غذا خوردن می‌ پردازیم و الگوهای بهتری از تفکر و استراتژی‌ های مقابله بهتر با استرس ایجاد می‌ کنیم.» باتن توضیح می دهد: «این یک رویکرد کل نگر برای سلامت روان بهینه است.»

در مورد مطب دکتر نایدو، بیمار ابتدا تحت یک پروسه غربالگری قرار می گیرد. به عنوان مثال، اگر فردی به شدت بیمار روانی باشد، ممکن است ابتدا نیاز به درمان فوری بیشتری داشته باشد. تغذیه همیشه بخشی از راه حل است اما زمانی که وضعیت او پایدارتر شد، می توان آن را اضافه کرد. ایمنی در درجه اول در سلامت روان مانند همه مسائل پزشکی اهمیت دارد. او یک ارزیابی روان‌ پزشکی تغذیه انجام می‌ دهد، آزمایش‌ های مناسب را سفارش می‌ دهد (مثلاً آزمایش خون برای تعیین سطوح مواد مغذی خاص) و «یک برنامه درمانی روانپزشکی شخصی‌ سازی شده برای فرد را که باید دنبال کند» تنظیم می‌ کند.

در مورد اینکه دقیقاً درمان چگونه به نظر می رسد، این بستگی به پزشک دارد. برخی از جلسات ممکن است بیشتر در امتداد خطوط روان درمانی یا گفتار درمانی باشد که در آن بیمار در مورد مکانیسم های مقابله ای برای مقابله با بیماری های سلامت روان خود و راهکارهایی برای درمان آنها از طریق تغذیه مشاوره دریافت می کند. دیگران ممکن است بیشتر بر روی راه‌ هایی تمرکز کنند که رژیم غذایی شما را تنظیم کنند و عادات غذایی شما را تغییر دهند تا نگرانی‌ های سلامت روان شما را به بهترین شکل برطرف کنند و سپس اگر به روانپزشک مراجعه کنید، ممکن است متخصص داروها را به عنوان وسیله ای برای درمان بیماری روانی شما تجویز کند البته بسته به شدت آن.

در طول کل فرآیند و درمان مداوم، دکتر نایدو در کنار سایر پزشکان کار می کند تا اطمینان حاصل کند که درمان مرتبط با تغذیه بیمار بر هیچ عنصر دیگری از سلامت آنها تأثیر نمی گذارد و همچنین بیمار سایر مراقبت های بهداشت روانی لازم را نیز دریافت می کند. (به یاد داشته باشید: روانپزشکی تغذیه بر نقشی که تغذیه می تواند در مغز شما ایفا کند تمرکز دارد اما تنظیم رژیم غذایی لزوماً تنها راه برای بهبود سلامت روان شما نیست.)

باتن خاطرنشان می کند که به طور کلی، این رویکرد به سلامتی مستلزم داشتن دانش پیشرفته ای از روانشناسی، علوم اعصاب و تغذیه است. در حالت ایده آل، آنها مدرک مرتبط با روانشناسی مانند دکترا، روانشناسی یا M.D. داشته باشند و در حالی که مدرک رسمی برای روانپزشکی تغذیه یا روانشناسی تغذیه وجود ندارد، مرکز روانشناسی تغذیه مهم است.

چرا روانشناسی تغذیه بسیار مهم است؟

به گفته دکتر باتن، سلامتی، خلق و خوی بهتر، عملکرد مغز و توانایی تصمیم گیری بهتر در مورد غذاهایی که به درستی به بدن و مغز شما سوخت می دهند، همگی از مزایای درگیر شدن در روانشناسی تغذیه هستند.

دکتر رمزی می‌ گوید رژیم غذایی مدرن آمریکایی که سرشار از غذاهای فرآوری‌ شده و گوشت‌ ها است، «برای سلامت جسمانی ما بسیار مضر است اما همین امر برای سلامت روان ما نیز صدق می‌ کند». در واقع، یک متاآنالیز در سال 2017 نشان داد که مصرف زیاد این غذاها همراه با غلات تصفیه شده، غذاها و نوشیدنی های شیرین شده، محصولات لبنی پرچرب و سایر غذاها که همگی “الگوی رژیم غذایی غربی” را تشکیل می دهند – با خطر افسردگی بیشتر مرتبط است.

دکتر رمزی می گوید: روانشناسی تغذیه به افراد کمک می کند تا به سلامت روان خود توجه بیشتری داشته باشند و از غذا به عنوان یکی از ابزارهای مراقبت از آن استفاده کنند. دکتر نایدو می‌ گوید: برای مثال، بسیاری از مردم احتمالاً شنیده‌ اند که برای سلامت روان باید به ویتامین‌ های B توجه کنند اما دقیقاً مطمئن نیستند که چرا و بر کدام یک از هشت ویتامین B باید تمرکز کنند. او توضیح می دهد که با این حال، کار با یک روانشناس تغذیه یا روانپزشک می تواند به بیماران این فرصت را بدهد که درباره ویتامین B9 یا فولات بیشتر بیاموزند زیرا سطوح پایین فولات با افسردگی مرتبط است. سپس او به طور بالقوه به بیمار مبتلا به افسردگی توصیه می کند که به عنوان بخشی از درمان خود، سبزیجات برگدار بیشتری را در رژیم غذایی خود بگنجانند.

دکتر رمزی می‌ افزاید، علاوه بر این، این زمینه همچنین به ما امکان می‌ دهد در مراقبت‌ های بهداشت روانی خود پیشگیرانه‌ تر و استراتژیک‌ تر باشیم. به عنوان مثال، ویتامین E و B12 و همچنین اسیدهای چرب امگا 3 با زنجیره بلند را در نظر بگیرید. او اشاره می کند که این سه ماده مغذی اغلب برای سلامت مغز مفید هستند. به طور خاص، گفته شده است که آنها به تقویت عملکرد شناختی کمک می کنند و به این ترتیب، روانشناسی تغذیه (یا روانپزشکی) اغلب بیماران را تشویق می کند تا با افزایش سن، نسبت به چنین مواد مغذی هوشیارتر باشند. ممکن است به بیمار مبتلا به مه مغزی و افسردگی گفته شود که مصرف ویتامین B12 خود را از طریق پروتئین های حیوانی یا مکمل ها افزایش دهد. در همین حال، توصیه به افراد مسن ممکن است شامل اضافه کردن بیشتر غذاهایی چون آووکادو (غنی از ویتامین E) و ماهی سالمون (مملو از اسیدهای چرب امگا 3) در رژیم غذایی آنها باشد، زیرا تحقیقات هر دوی این مواد مغذی را با کاهش خطر ابتلا به اختلالات شناختی و زوال عقل مرتبط دانسته است.

دکتر نایدو می‌ گوید: «تحقیقات نشان داده است که داروها برای بعضی‌ها جواب می دهند اما برای همه نه و برخی حتی در زمان مصرف داروهای نسخه‌ ای از عوارض آنها رنج می‌ برند.» تکنیک های مورد استفاده و درمان های تجویز شده در روانشناسی تغذیه یا روانپزشکی می تواند به انجام این کار کمک کند.

دکتر رمزی می‌ گوید: «ما می‌ توانیم تلاش کنیم برای اینکه چگونه خلق و خوی خود را بالا و پایدار نگه داریم اما همچنین معانی عاطفی بسیار غنی از غذا می خواهیم و اینکه بدانیم معنای غذا برای ما چیست». او خاطرنشان می کند: “غذا واقعاً به یک ابزار بسیار قدرتمند در مراقبت های بهداشتی تبدیل می شود.”

آیا روانشناسی تغذیه مضراتی دارد؟

مانند همه چیز در زندگی، وقتی یک مسأله حرفه ای وجود دارد، احتمالاً یک مخالف یا بیشتر وجود دارد و این برای روانشناسی تغذیه و روانپزشکی تفاوتی ندارد.

دکتر نایدو می‌ گوید یک رویکرد یکسان برای تغذیه وجود ندارد و این می‌ تواند به این معنی باشد که واکنش‌ های هر فرد نسبت به غذاهای خاص می‌ تواند متفاوت باشد. او خاطرنشان می کند: “ممکن است همه غذاهای سالم برای شما سالم نباشند.” دکتر نایدو توضیح می دهد: “یک مثال گریپ فروت ساده است. در حالی که یک مرکبات خوشمزه و مغذی است اما با برخی از آنزیم های کبدی نیز تداخل دارد و می تواند سطح برخی از داروهای تجویزی را تغییر دهد.”

در همین حال، دبورا کوهن، دانشیار گروه علوم تغذیه بالینی و پیشگیرانه در دانشگاه راتگرز، خاطرنشان می کند: “هیچ مدرک، گواهینامه یا آموزش خاصی در این زمینه وجود ندارد.” در حالی که بسیاری از افرادی که خود را روانشناس تغذیه یا روانپزشک تغذیه می نامند در واقع دارای مدرک روانشناسی یا روانپزشکی هستند که از نظر فنی الزامی نیست. کوهن می‌ گوید: «کسی می‌ تواند خود را یک روانشناس تغذیه خطاب کند اما آموزش و پیشینه ممکن است کمی مبهم باشد.

چگونه یک روانشناس تغذیه یا روانپزشک پیدا کنیم

دکتر نایدو اذعان می‌ کند که این می‌ تواند دشوار باشد، به‌ ویژه از آنجایی که «این رشته هنوز جوان است». به همین دلیل، به سادگی سعی کنید “روانشناس تغذیه” و منطقه خود را به صورت آنلاین جستجو کنید تا ببینید چه کسی را می توانید پیدا کنید. فقط به خاطر داشته باشید که تنها افرادی که روانشناس و روانپزشک واقعی هستند، کسانی هستند که دارای مدرک دکترا و روانپزشکی هستند و مانند یافتن هر پزشک دیگری، می‌ توانید از پزشک عمومی یا پزشک دیگری برای ارجاع درخواست کنید.

چگونه بهترین متخصص تغذیه را برای نیازهای خود پیدا کنید

دکتر رمزی مردم را تشویق می کند که روانشناسی تغذیه یا روانپزشکی تغذیه را امتحان کنند. او می‌ گوید: «مردم باید بدانند که این موضوع به آنها قدرت می‌ دهد تا از تراکم مواد مغذی لذت ببرند تا از سلامت مغزشان حمایت کنند.» دکتر رمزی می افزاید: «مغز شما یک اندام در حال رشد است و انتخاب هایی که هر روز انجام می دهید، مانند غذاهایی که می خورید و نحوه حرکت بدنتان، تأثیر زیادی بر سلامت مغز شما دارد.

نتیجه نهایی این است که مهم نیست از چه روش‌ های درمانی دیگری استفاده می‌ کنید، باید هر روز غذا بخورید پس چرا تاثیر غذایی که می‌ خورید را برای بهبود سلامت ذهنی خود به حداکثر نرسانید؟

منبع:

shape

اضافه کردن دیدگاه

اضافه کردن دیدگاه

برای ارسال نظر اینجا کلیک کنید

تبلیغات

دانلود برنامه آموزش آشپزی

مطالب پیشنهادی