روانشناسي و سلامت روان سلامت

چگونه از کسی که یک بیماری روانی دارد جدا شویم

جدایی هرگز حس خوبی ندارد. این یک تغییر چشمگیر در زندگی است که گاهی اوقات باید اتفاق بیفتد. شاید شما از عشق ورزیدن به طرف مقابل دست کشیده اید. ممکن است متوجه شده باشید که فقط چیزهای متفاوتی از زندگی می خواهید یا شاید بالاخره متوجه شده اید که در جای مناسبی برای داشتن یک رابطه سالم نیستید. به همان اندازه که جدایی می تواند بد باشد، جدا شدن از یک فرد مبتلا به مشکلات سلامت روان یا بیماری روانی لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه می کند.

بیماری روانی

اما در اصل تقریباً یکسان است. شما به هر دلیلی به یک رابطه پایان می دهید و در حالی که یکی امیدوار است که طرف مقابل بتواند به آرامی جدا شود، غم از دست دادن رابطه را بکشذ و سپس ادامه  به زندگی اش ادامه دهد اما خوب، زندگی همیشه اینطور نیست.

افراد می توانند غیرقابل پیش بینی باشند، چه مسائل سلامت روانی داشته باشند چه نداشته باشند. گاهی اوقات، افراد مشکلات شان را بروز نمی دهند، زیرا مراقبت بیشتری می‌ کنند تا اطمینان حاصل کنند که دیگران بد برداشت نمی‌ کنند. عدم تعادل عاطفی یا پتانسیل پاسخ تکانشی ممکن است به آسانی آشکار نباشد.

و به همین دلیل است که دیدن این همه توصیه درباره جدایی بدون اخطارهای مهم بسیار عجیب است. به این معنا که اگر احساس ناامنی می‌کنید یا ممکن است شخص دیگری در امنیت نباشد، بهتر است قبل از هر اقدامی از یک درمانگر کمک بگیرید تا وضعیت را بررسی کند و یک برنامه ایمنی ایجاد کند.

شما می توانید در اینترنت اطلاعات زیادی در مورد آنچه باید انجام دهید و چگونه باید انجام دهید به دست آورید. با این حال، هرگز به خوبی این نخواهد بود که داشتن یک فرد آگاه و زنده به شما کمک کند تا قبل از اقدام خود، وضعیت را بررسی کنید. جدایی حتی در افرادی که بیماری روانی ندارند نیز می تواند آغازگر خشونت خانگی باشد.

در واقع، بیماران روانی خشونت بیشتری از افراد بدون بیماری روانی ندارند. اما آنها بیشتر از دیگران به خود آسیب می زنند. با این حال، اگر اتفاق وحشتناکی رخ دهد، این تبدیل به یک بحران می شود.

بنابراین، وقتی می خواهید از شریک زندگی خود جدا شوید، چگونه می توانید ایمنی همه افراد درگیر را به حداکثر برسانید؟

5 قدم مهم برای جدایی

1. ابتدا با یک درمانگر در مورد وضعیت صحبت کنید

ابتدا با یک درمانگر صحبت کنید. در مورد اینکه چرا می خواهید رابطه را پایان دهید، هر گونه ترسی که ممکن است داشته باشید و آنچه در رابطه تجربه می کنید بحث کنید. این به متخصص آموزش دیده اجازه می دهد تا پرچم قرمز را برای آسیب رساندن به خود یا احتمال خشونت تشخیص دهد.

درمان همچنین به شما این امکان را می دهد که مواردی را که ممکن است نتوانید با شریک زندگی خود در مورد آنها صحبت کنید، بیان کنید. به عنوان مثال، فردی که در مورد مسائل بهداشت روانی شریک زندگی خود احساس گناه می کند، ممکن است برای مرتب کردن احساسات خود به حمایت بیشتری نیاز داشته باشد. ممکن است احساس گناه کنید که کسی را که برایتان مهم است رها می‌ کنید در حالی که او در فضای ذهنی خوبی قرار ندارد و این واقعا برای هیچ یک از شما منصفانه نیست.

حقیقت موضوع این است که گاهی اوقات شما فقط باید بهترین کار را برای خود انجام دهید، به خصوص اگر تأثیر منفی بر توانایی شما برای زندگی کردن داشته باشد.

2. از حلقه های پشتیبانی از خارج کمک بگیرید

آیا شریک زندگی شما شبکه پشتیبانی دارد؟ تماس گرفتن با دوستان و خانواده آنها قبل از جدایی برای اطلاع از اینکه شریک زندگی شما به حمایت بیشتری نیاز دارد می تواند ایده خوبی باشد.

ممکن است فرد ابراز کند که احساس می کند به او خیانت شده اما باز هم گاهی اوقات این نوع چیزها ضروری است. آنها ممکن است به تنهایی از پس یک ماجرا برنیایند، حتی اگر یک شبکه پشتیبانی در اطراف خود داشته باشند.

یک پاسخ خوب به آن چیزی در امتداد این موارد است: “من درک می کنم که شما چنین احساسی دارید، اما فکر می کنم این بهترین ایده برای اطمینان از این است که از حمایت کافی برخوردار خواهید بود.”

3. در مورد اینکه چرا می خواهید جدا شوید صادق باشید

مردم اغلب وسوسه می شوند که دروغ بگویند تا از احساسات فردی که با او جدا می شوند محافظت کنند. آنها فکر می کنند که این کار دلسوزانه است، به خصوص اگر بیماری روانی طرف مقابل باعث ایجاد مشکلات زیادی در رابطه شود.

واقعیت این است که اصلا دلسوزانه نیست که در مورد آن به کسی دروغ بگویید. آنها را از توانایی یادگیری و رشد از تجربیات زندگی خود محروم می کند. البته ممکن است ملاحظات دیگری نیز وجود داشته باشد. اگر فرد بی ثبات است، به خود آسیب می زند یا خشن است، خوب است که رویکرد خود را به طور کامل با یک متخصص معتبر بررسی کنید.

اما اگر احساس می‌ کنید که می‌ توانید با خیال راحت با آن شخص صحبت کنید، می‌ تواند ارزشمند باشد که در مورد آنچه احساس می‌ کنید و اینکه چرا چنین احساسی دارید صادق باشید. ممکن است این ضربه ای باشد که فرد به آن نیاز دارد تا در نهایت به مشکلات خود رسیدگی کند یا آنها را جدی بگیرد. اما از سوی دیگر، آنها ممکن است مشکلات مزمن سلامت روان داشته باشند که آنها را جدی می گیرند و برای بهبودی تلاش می کنند. متاسفانه همه هم موفق نمی شوند.

روش “درست” برای انجام آن واقعاً به موقعیت شخصی شما بستگی دارد و واقعاً چیزی نیست که بتوانیم از طریق مقاله به شما ارائه دهیم.

4. مرزها و انتظارات را مشخص کنید

شما باید مرزها و انتظارات واضحی را در مورد انتظارات پس از جدایی در مورد ارتباط و تماس تعیین کنید.

فضایی برای هر دویتان ایجاد کنید تا جدایی را بپذیرید و به دنبال بهبودی از آسیب باشید. شاید بهتر باشد که ارتباط را کاملا محدود کنید یا کلا صحبت نکنید. یکدیگر را در رسانه های اجتماعی حذف کنید، شماره تلفن ها را مسدود کنید، از این قبیل چیزها.

البته کودکان این موضوع را بسیار پیچیده تر می کنند. این ممکن است فقط به برقراری ارتباط در مورد و برای بچه ها باشد. ممکن است لازم باشد ملاقات یا سایر مسئولیت‌ ها را برای کودکان هماهنگ کنید.

هر چه که هست، در مورد مرزهای خود شفاف باشید و به آنها پایبند باشید.

5. سعی کنید در صورت لزوم یک استراحت تمیز ایجاد کنید

هر چه جدایی تمیزتر باشد، هر دوی شما بهتر خواهید بود. سعی کنید شرایط زندگی خود را آماده داشته باشید تا در صورت لزوم به خارج از خانه بروید. اگر باید با عجله از خانه خارج شوید، مهم ترین چیزهایی را که باید فوراً با خود ببرید، بیابید. این شامل کارت های اعتباری، اسناد شخصی و هر چیز دیگری است که شما برای زندگی خود “ضروری” می دانید.

در صورت لزوم خود را از قبوض و سایر مسئولیت های مالی، مانند اجاره نامه جدا کنید. به عنوان مثال، اگر قبض تلفن را به اشتراک می گذارید، برنامه خود را تعیین کنید.

اگر می توانید از آن اجتناب کنید، آن را طولانی نکنید. به خودتان اجازه ندهید که در رابطه‌ ای که دیگر نمی‌خواهید در آن باشید، دچار گیر افتادن شوید. اگر باید تمام شود، پس تا آنجا که می توانید با خیال راحت و بدون حس گناه باید تمام شود.

پرچم های قرمز و ملاحظات دیگر برای جدایی از یک بیمار روانی

اطلاعات زیر به هیچ وجه جامع نیست. اینها فقط برخی از علائم قرمز رایج هستند که ممکن است به احتمال آسیب رساندن به خود، خودکشی یا خشونت خانگی اشاره کنند. اگر هر یک از این پرچم های قرمز را دیدید، قبل از هر کاری با یک متخصص در زمینه بیماری روانی صحبت کنید.

1. بیان جملات “تو دلیل من برای زندگی هستی.” یا “تو تنها دلیلی هستی که من هنوز اینجا هستم.”

این پرچم قرمز به طور بالقوه به طرز فکر خودکشی اشاره دارد. فردی که آن را بیان می کند ممکن است این دیدگاه را داشته باشد که این یک احساس شیرین یا دوست داشتنی است اما اینطور نیست. درعوض، به ناحیه خاکستری فریب کاری و سوء استفاده عاطفی فرو می رود. فرد می گوید که فقط شادی خود را به رابطه و شریک زندگی خود وابسته نیست، بلکه کل زندگی خود را نیز متکی است.

بسیاری از افراد از روابط مانند مواد مخدر استفاده می کنند. آنها از انفجار اندورفین و دوپامین که همراه با شهوت، شیفتگی و عشق در سرشان می گذرد، لذت می برند.

پایان یک رابطه به این معناست که فرد مکانیسم مقابله ناسالم خود را از دست بدهد. این منصفانه، معقول یا سالم نیست که فردی مسئولیت خوشبختی و زندگی خود را به عهده دیگری بگذارد. این کاری نیست که باید با کسی که دوستش دارید انجام دهید. به اندازه کافی سخت است که گاهی اوقات خود مسئول خوشبختی خود باشید.

2. تهدید به خود آزاری در صورت ترک کردن

این یک پرچم قرمز بزرگ است، بدیهی است. این یک تکنیک فریب کاری برای کنترل رفتار توسط یک بیمار روانی است. به این مورد اشاره ویژه ای می شود زیرا اگر زمان زیادی را در گروه های حمایتی بگذرانید یا در مورد این تهدید خاص وارد بحث شوید، می بینید که برخی افراد نسبتاً ساده لوح و بی تجربه اظهاراتی مطلق می کنند که نباید اینطور باشد. برخی از مثال‌ ها عبارتند از:

  • آنها تهدید می کنند، اما هرگز این کار را نمی کنند.
  • آنها یک خودشیفته هستند و یک خودشیفته هرگز خود را نمی کشد.
  • فقط آن را نادیده بگیرید. منظورشان این نیست.

افرادی که با اطمینان این ادعاها را مطرح می کنند احمقی هستند که به طور بالقوه جان شما و عزیزتان را به خطر می اندازند. مردم کاملاً از این نوع تهدیدها پیروی می کنند.

همیشه باید آنها را جدی گرفت.

3. طوری صحبت کنند که انگار چیزی برایشان نمانده است

زمینه ای که شما به آن گوش می دهید، زمینه ناامیدی از آینده است. بنابراین شخص ممکن است مواردی مانند موارد زیر را عنوان کند:

  • “چیز دیگری برای من وجود ندارد که منتظرش باشم.”
  • “هر کدام از اینها چه تفاوتی با هم دارد؟”
  • “من دیگر هرگز عشق را پیدا نخواهم کرد.”

این پایان ممکن است به ناامیدی و تفکر احتمالی خودکشی اشاره کند.

4. سوء استفاده

سوء استفاده ممکن است امری بدیهی به نظر برسد که باید به آن اشاره کرد. با این حال، بسیاری از مردم نمی دانند که جدایی می تواند باعث تشدید سوء استفاده شود. اگر شریک زندگی شما در ابتدا بدرفتاری می کند، جدایی ممکن است شما را در معرض آسیب بیشتری قرار دهد. خشونت خانگی پس از جدایی بسیار رایج است.

کلام پایانی

جدایی همیشه دردناک و سخت است. افراد کمی برای پایان دادن به یک رابطه برنامه ریزی می کنند. و هیچ کس امیدوار نیست که پایان وحشتناکی با خشونت، خود آزاری یا خودکشی داشته باشد. با این حال، اتخاذ تدابیری برای اطمینان از اینکه همه می توانند از رابطه به روشی ایمن و سالم خارج شوند، ارزش زمان و تلاش را دارد.

قبل از هر کاری با یک متخصص سلامت روان تایید شده صحبت کنید. آن‌ ها می‌ توانند به شما کمک کنند تا احساسات خود را ببینید و برنامه‌ ای تهیه کنید که به شما و شریک زندگیتان کمک می‌ کند تا از جدایی سالم و سلامت بیرون بیایید.

منبع:

aconsciousrethink

 

تقویم فارسی اندروید

اضافه کردن دیدگاه

برای ارسال نظر اینجا کلیک کنید

تبلیغات

دانلود برنامه آموزش آشپزی

مطالب پیشنهادی