روانشناسي و سلامت روان سلامت

چرا درد عاطفی بدتر از درد فیزیکی است؟

بدن انسان چیز شگفت انگیزی است. خود را تنظیم می کند، خود را در هر شرایطی نسبتاً خوب حفظ می کند و دارای یک سیستم پیچیده برای هشدار دادن به ما در مورد هر نقصی است. هنگامی که ساییدگی و خراشیدگی رخ می دهد، به ما برای ترمیم آن کمک می کند. با این حال، سلامت عاطفی ناشی از درد عاطفی ما بسیار کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

درد عاطفی

بریدگی، بدون مراقبت، عفونی می شود. ما این را به عنوان یک واقعیت می دانیم و پذیرفتیم. بنابراین ما اجازه نمی دهیم این اتفاق بیفتد. زخم را تمیز می کنیم، پانسمان می کنیم و اگر به اندازه کافی بد بود به پزشک مراجعه می کنیم.

اما دلشکستگی یا ناامیدی چطور؟ ما به آنها را کنار می گذاریم که چرک شوند! ما تمام تلاش خود را می‌ کنیم تا وانمود کنیم که آسیبی ندیده‌ایم و زمانی که آسیب عاطفی بدتر شد یا به سایر بخش‌ های زندگی‌ مان سرایت کرد، آن را نادیده می‌ گیریم.

در اینجا 13 مورد وجود دارد که نشان می دهد درد عاطفی واقعاً چالش برانگیزتر از درد فیزیکی است (البته به هیچ وجه درد فیزیکی را هم ناچیز تلقی نکنید):

1. درد مکرر

درد عاطفی را می توان بارها و بارها بدون کاهش درد یا علائم دوباره زنده کرد. اغلب، هر چه بیشتر روی یک درد عاطفی خاص وسواس داشته باشیم، بدتر می‌ شود.

2. علت ناشناخته

درد جسمی معمولاً علت مشخصی دارد. درد عاطفی می تواند یک چیز مبهم و پر از پیچ و تاب و پیچیدگی باشد که شناسایی علت اصلی را مختل می کند.

3. طول عمر

غم پایدار است. بازوی شکسته بعد از چند ماه جا می افتد اما درد یک قلب شکسته می تواند بی پایان به نظر برسد.

4. عصبانیت از خود

وقتی صحبت از درد عاطفی به میان می آید، میزانی از خشم به خود وجود دارد. با بدن، ما بلافاصله می پذیریم که بیماری یا ناراحتی رخ خواهد داد. آنها بخشی از زندگی انسان هستند با این حال، ما فکر می‌ کنیم که قرار است از درد عاطفی معاف باشیم و بنابراین وقتی آن را تجربه می‌ کنیم، به دلیل این احساس مبهم از دست خود عصبانی می‌ شویم.

سرزنش خود هرگز کسی را رو به بهبودی نبرده است، اما سهم بزرگی علیه روح و روان دارد.

5. سایه سنگین

درد عاطفی با خود ابری فراگیر و نامرئی می آورد. درد جسمانی تمایل دارد که همدردی فوری را برانگیزد، اما ما معتقدیم که درد عاطفی ما انگ به همراه دارد: غم و اندوه نباید زیاد طول بکشد. دلشکستگی ناخوشایند است، مگر اینکه چهره ای شجاع از خود نشان دهید. ناامیدی متناسب با این است که شما چقدر چیزی را می خواستید اما به دلیل کمبودهای خود نتوانستید به آن دست یابید.

وزنه‌های سنگین و نامرئی که فکر می‌ کنیم دیگران بر روی دردهای روحی/عاطفی ما انباشته می‌ کنند، بهبودی ما را به تأخیر می‌ اندازد یا کاملاً از مسیر خارج می‌ کند.

6. انتقال

خارج از بیماری های مسری، درد جسمی به خودتان محدود می شود اما درد عاطفی به راحتی به دیگران منتقل می شود. این از طریق تعدادی مکانیسم روانی رخ می دهد، اما رایج ترین آنها جابجایی است که در آن احساسات منفی را به جای مقابله با علت اولیه به شخص یا چیز دیگری منتقل می کنیم (و در مواجهه، احتمالاً سریعتر بهبود می یابند یا به طور کلی از آسیب جلوگیری می کنیم).

7. پیش بینی

وقتی سوزن به بدن ما نزدیک می‌ شود، از آن می‌ ترسیم اما به محض اینکه تزریق انجام شود، تمام شده است. پیش بینی درد عاطفی (مثلاً جدایی از یک معشوق یا درگیری با یک دوست) حالت های طولانی ناراحتی ایجاد می کند که منجر به درد مورد انتظار می شود، سپس آن درد را روزها، ماه ها یا حتی سال ها پس از واقعه تقویت می کند.

8. غیرقابل پیش بینی بودن

درد عاطفی می تواند در هر زمانی رخ دهد، شعله ور شود یا دوباره عود کند حتی در روزهایی که از لحاظ عاطفی احساس امنیت می کنید. چیزی بسیار کوچک ممکن است باعث بروز طغیان عاطفی شود، چیزی که آنقدر بی ارتباط با علت اصلی است که حتی یک روز خوب را ممکن است بد کند.

9. درد فانتوم یا درد خیالی

گاهی اوقات، درد عاطفی که احساس می‌ کنید، حتی متعلق به خودتان نیست. همدلی، شفقت، نجابت اولیه انسانی – همه این‌ ها می‌ توانند ما را با دردهای عاطفی دیگران هماهنگ کنند و تا زمانی که احساسات از بین بروند ما را آزرده، گیج و عصبیمی‌ کنند.

10. اعتیاد آور

شاید عجیب ترین روشی که درد عاطفی بدتر از درد فیزیکی است، کیفیت اعتیادآوری است که با احساس بد همراه است. بله، کسانی هستند که از درد جسمانی لذت می برند اما تعداد آنها از کسانی که از طریق همدردی دیگران از آرامش عجیبی برخوردار می شوند، بیشتر است.

در موارد شدید، این نوع از افراد تمایل دارند همیشه به نحوی از یک پریشانی عاطفی به ناراحتی عاطفی دیگر منتقل شوند.

11. انتظارات اجتماعی

از آنجایی که درد عاطفی نامرئی است، ما فکر می‌ کنیم که گذراست: حال، اما نباید به آن اینطور فکر کنیم. ما انتظار داریم که این حالت مبهم باشد و بر هیچ جنبه دیگری از زندگی ما تأثیر نگذارد، مثلاً شغل، روابط ما یا هر یک از اقدامات روزمره که باید انجام دهیم.

این انگیزه اجتماعی “نادیده گرفتن و عملکرد عادی” منجر به احساس شرم می شود، زمانی که درد عاطفی آنقدر سخت گرفته می شود که نمی توان آن را از بین برد و وضعیت از قبل ناپایدار را تشدید می کند.

با این حال هیچ کس یک چشم زخمی، یک دنده شکسته یا عوارض دیابت را “نادیده نمی گیرد”.

12. آسیب درمان نشده

متأسفانه، درد عاطفی اغلب به عنوان نشانه ای از ضعف تلقی می شود، بنابراین ما سعی می کنیم راه هایی برای نادیده گرفتن یا مدفون کردن درد بیابیم که کاری جز افزایش سطح استرس ما ندارد (که به نوبه خود بر سلامت جسمانی تأثیر می گذارد).

شگفت‌ آور است که در عصر پیشرفت‌ های علمی بی‌ نظیر و درک‌ های جدید از ارتباط بدن/ذهن، درمان، مشاوره یا حتی مدیتیشن ساده درون‌ نگر همچنان انگ‌ هایی را به همراه دارد. به دلیل این انگ ها، بسیاری از مردم زمانی که زندگی آنها را به پایین ترین حد عاطفی می رساند، به دنبال کمک نمی روند.

حقیقت این است که همه ما می‌ توانیم از برخی کمک‌ های عاطفی، ذهنی و معنوی استفاده کنیم. بدون توجه به آسیب نامرئی، نیاز به بهبودی شرم آور نیست. دانستن اینکه می توانید – و می خواهید – کمک تان می کند.

13. غیر بومی سازی

درد فیزیکی معمولاً به راحتی قابل تشخیص است. اگر بازوی شما درد می‌ کند، می‌دانید که کدام یک است و باعث نمی‌ شود که بازوی دیگرتان درد بگیرد. اگر سرما خورده اید، می دانید کدام قسمت های بدن احتمالاً تحت تأثیر قرار می گیرند.

درد عاطفی، با این حال، به بیرون در هر گوشه از بدن شما نفوذ می کند. پریشانی عاطفی باعث سردرد، کمردرد، مشکلات گوارشی، مشکلات خواب، کمبود توجه، ناامیدی جنسی می‌شود… درد اساساً در همه جا وجود دارد، تا زمانی که – و مگر اینکه – شفا پیدا کند.

درد درد است

درد عاطفی به اندازه درد فیزیکی واقعی است به همان اندازه که انگشت بریده شده محصول آسیب خارجی است. همه درد عاطفی را تجربه می کنند. همه افراد به روش‌ های مختلف و با سرعت‌ های متفاوت بهبود می‌ یابند، همانطور که سیستم ایمنی و بازسازی بدن برای التیام آسیب‌ های بدن کار می‌ کنند.

وقتی خود را از این توهم رها می کنیم که در مورد ناراحتی عاطفی باید قوی باشیم، یا اینکه درد عاطفی “فقط چیزی در ذهن” است، در حقیقت به خود اجازه می دهیم انسان باشیم به جای اینکه گریه کنیم و عصبانیت شویم یا احساس افسردگی کنیم.

شاید غم انگیزترین روشی که درد عاطفی بدتر از درد جسمی است این است که درد عاطفی را در بیرون از خانه و در خلوت خود تنها بگذاریم، در حالی که در جمع و کانون کسانی که به آنها اهمیت می دهند، خیلی سریع تر بهبود می یابد.

منبع:

aconsciousrethink

تقویم فارسی اندروید

اضافه کردن دیدگاه

برای ارسال نظر اینجا کلیک کنید

تبلیغات

دانلود برنامه آموزش آشپزی

مطالب پیشنهادی